گنج

۴- آیات ۱۳ تا ۱۸

۲۴ بیت

یُولِجُ اَللَّیْلَ فِی اَلنَّهٰارِ وَ یُولِجُ اَلنَّهٰارَ فِی اَللَّیْلِ وَ سَخَّرَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذٰلِکُمُ اَللّٰهُ رَبُّکُمْ لَهُ اَلْمُلْکُ وَ اَلَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مٰا یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ (۱۳) إِنْ تَدْعُوهُمْ لاٰ یَسْمَعُوا دُعٰاءَکُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اِسْتَجٰابُوا لَکُمْ وَ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَ لاٰ یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ (۱۴) یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَرٰاءُ إِلَی اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ هُوَ اَلْغَنِیُّ اَلْحَمِیدُ (۱۵) إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ (۱۶) وَ مٰا ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ بِعَزِیزٍ (۱۷) وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْریٰ وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلیٰ حِمْلِهٰا لاٰ یُحْمَلْ مِنْهُ شَیْ‌ءٌ وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ إِنَّمٰا تُنْذِرُ اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ مَنْ تَزَکّٰی فَإِنَّمٰا یَتَزَکّٰی لِنَفْسِهِ وَ إِلَی اَللّٰهِ اَلْمَصِیرُ (۱۸)

داخل می‌کند شب را در روز و در می‌آورد روز را در شب و رام گردانید آفتاب و ماه را هر یک سیر می‌کنند تا وقتی نام برده شده آنست خدا پروردگارتان مر او راست پادشاهی و آنان را که می‌خوانید از غیر او مالک نمی‌باشند از پوست استخوان خرمایی (۱۳) اگر بخوانیدشان نشنوند ندای شما را و اگر شنیدند اجابت نکردند مر شما را و روز قیامت انکار می‌آورند بشرک شما و خبر نمی‌دهد ترا مانند آگاه (۱۴) ای مردمان شمائید محتاجان بسوی خدا و اوست خدای بی‌نیاز ستوده (۱۵) اگر خواهد ببرد شما را و بیاورد خلقی نو (۱۶) و نیست آن بر خدا دشوار (۱۷) و برندارد هیچ بردارنده گناه دیگری را و اگر بخواند گران بار شده بسوی برداشتنش برداشته نشود از آن چیزی و اگر چه باشد صاحب قرابت جز این نیست پاکیزه بیم می‌کنی آنها را که می‌ترسند از پروردگارشان پنهانی و بر پای داشتند نماز را و آنکه پاکیزه شد پس جز این نیست پاکیزه می‌شود برای خودش و بسوی خداست بازگشت (۱۸)

شب به روز و روز را آرد به شبمهر و مه را رام فرمود این عجب
می روند این هر دو در مجرای خودتا زمانی نام برده بی ز حد
آن خدا که خالق این ماسواستپرورنده و آفرینندة شماست
هست او را پادشاهی وآن کسانکه شما خوانید جز حق را عیان
مالک ایشان می نگردند ایچ چیزقدر قشرِ استخوانِ تَمر نیز
گر شما خوانیدشان اندر اثردر مقام جلب نفع و دفع ضر
خود جمادند و دعاتان نشنوندبشنوند ار هم اجابت کی کنند
روز محشر می کنند انکارتانزآنچه شرک آوردهاید از عارتان
ما کجا خواندیمتان گویند بازکه پرستیدید ما را از مجاز
کس خبر ندهد تو را همچون خبیرآن خدای بیشریک و بی نظیر
ایها الناس از هر آن ره لاکلامسوی حق باشید محتاجان تمام
وآن خدا او بی نیاز است از عبادهم ستوده بر کمال فضل و داد
گر که او خواهد شما را می بردخلقی از نو در جهان می آورد
این نباشد بر خدا دشوار و سختکه برد و آرد گروهی نیک بخت
بر ندارد هیچ بردارنده ایبار وزر هیچ عبد و بنده ای
حمل جرم کس نسازد هیچ کسجرم خو د هر کس نماید حمل و بس
خواند ار نفس گران باری به راهدیگری را کش کند حمل گناه
می نگردد ذرّه ای برداشتهاز گناهش چیزی ار بگذاشته
گرچه ذَا قُرْبَیست آن مدعوّ اوچون پدر یا مادر اندر جستجو
غیر از این نبود کنی بیم آن کسانکز خدا ترسند ایشان در نهان
داشتستند آن کسان برپا نمازبر کمال خشیّت و خوف و نیاز
هر که باشد پاک نفسش از گناهغیر از این نبود که او از انتباه
نفس خود را کرده پاک از بهر خویشبازگشتش سوی حق باشد به کیش
پس مزکی را دهد پادش نیکنزد برگشت آن خدای بی شریک