گنج

۱۶- آیات ۵۱ تا ۵۲

۱۴ بیت

تُرْجِی مَنْ تَشٰاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِی إِلَیْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ مَنِ اِبْتَغَیْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکَ ذٰلِکَ أَدْنیٰ أَنْ تَقَرَّ أَعْیُنُهُنَّ وَ لاٰ یَحْزَنَّ وَ یَرْضَیْنَ بِمٰا آتَیْتَهُنَّ کُلُّهُنَّ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلِیماً حَلِیماً (۵۱) لاٰ یَحِلُّ لَکَ اَلنِّسٰاءُ مِنْ بَعْدُ وَ لاٰ أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوٰاجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ إِلاّٰ مٰا مَلَکَتْ یَمِینُکَ وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ رَقِیباً (۵۲)

باز پس می‌داری آن را که خواهی از ایشان و جای می‌دهی بسوی خود آن را که می‌خواهی و آن را که خواستی از آنان که عزل کردی پس نیست گناهی بر تو این نزدیکتر است با آنکه آرام گیرد چشمهاشان و غمگین نشوند و خوشنود گردند بآنچه دادی ایشان را همه ایشان و خدا می‌داند آنچه در دلهای شماست و باشد خدا دانای بردبار (۵۱) حلال نمی‌شود مر ترا از نان از بعد و نه اینکه بدل کنی ایشان را بجفتهایی و اگر چه خوش آمده باشد ترا حسنشان جز آنچه مالک شد یمین تو و باشد خدا بر همه چیزی نگهبان (۵۲)

باز پس داری کنی ترک از نساهر که را خواهی ز تُرْجِی مَن تَشَآء
سوی خود وآن را که خواهی جا دهیهم به خود منضم کنی مأوی دهی
یا دهی آن را که می خواهی طلاقوآنکه را خواهی بمانی در وثاق
می کنی بازش به دل جویی طلبآنکه را کردی کناره زو عجب
بر تو پس نبود گناهی یا قصورگر به خود نزدیک سازی یا که دور
این بود نزدیک تر در هر مقامچشمهاشان تا شود روشن تمام
نیستشان اندوه و حزنی، راضیندآنچه بدهیشان بدون چون و چند
چونکه دانستند حکمت مستوی استکس به عزلت و ابتغاء مخصوص نیست
حق بداند آنچه در قلب شماستچون علیم و بردبار آن ذوالعطاست
بعد از این نُه زن تو را نبود حلالمر زنان دیگر اندر اشتغال
هم حلال آن نیست تا سازی بَدلبر زن دیگر یکی را در محل
حسنشان چند آردت گر در شگفتغیر از این نُه زن دگر نتوان گرفت
جز که مالک گشته دستت در نصیبحق به هر چیزی است تا دانی رقیب
فرقه ای دانند نسخ این آیه راتا چه باشد اصل آن داند خدا