گنج

۱- آیات ۱ تا ۹

۲۰ بیت

بسم الله الرحمن الرحیم

الم (۱) تَنْزِیلُ اَلْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۲) أَمْ یَقُولُونَ اِفْتَرٰاهُ بَلْ هُوَ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ لِتُنْذِرَ قَوْماً مٰا أَتٰاهُمْ مِنْ نَذِیرٍ مِنْ قَبْلِکَ لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ (۳) اَللّٰهُ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اِسْتَویٰ عَلَی اَلْعَرْشِ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ شَفِیعٍ أَ فَلاٰ تَتَذَکَّرُونَ (۴) یُدَبِّرُ اَلْأَمْرَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ إِلَی اَلْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمّٰا تَعُدُّونَ (۵) ذٰلِکَ عٰالِمُ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (۶) اَلَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ اَلْإِنْسٰانِ مِنْ طِینٍ (۷) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلاٰلَةٍ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ (۸) ثُمَّ سَوّٰاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ اَلسَّمْعَ وَ اَلْأَبْصٰارَ وَ اَلْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ (۹)

بنام خدای بخشندۀ مهربان

الم (۱) فرو فرستادن آن کتابست نیست شک در آن از پروردگار عالمیان (۲) آیا می‌گویند بدروغ بست آن را بلکه آن حق است از پروردگارت تا بیم کنی گروهی را که نیامد ایشان را هیچ بیم‌کننده پیش از تو باشد که ایشان هدایت یابند (۳) خداست آنکه آفرید آسمانها و زمین را و آنچه میان آن دوتاست در شش روز پس مستوی شد بر عرش نیست مر شما را از غیر او هیچ یاوری و نه شفاعت‌کننده آیا پس چرا پند نمی‌گیرید (۴) سامان انجام می‌دهد امر را از آسمان بسوی زمین پس عروج می‌کند بسوی او در روزی که باشد مقدارش هزار سال از آنچه می‌شمارید (۵) آن دانای غایب و حاضر است عزیز است و رحیم است (۶) آنکه نیکو ساخت هر چیزی که آفرید آن را و ابتدا کرد آفریدن انسان را از گل (۷) پس گردانید نسلش را از صاف کشیده از آبی خوار داشته شده (۸) پس راست کرد آن را و دمید در آن از روحش و گردانید برای شما گوش و چشمها و دلها اندکی شکر می‌کنید (۹)

باز گویم از الف وز لام و میماول و آخر هو االله العلیم
این است قرآن نیست شکی اندر ایننازل از پروردگار عالمین
این چنین گویند آیا کاین سخنمر محمّد (ص) بافته است آن را به فن
بلکه آن حق است وز پروردگارتا تو باشی بیم ده در روزگار
مر گروهی را که پیش از تو به جامنذری نامد بر ایشان از خدا
باشد آنها تا مگر یابند راهوارهند از گمرهی در انتباه
حق بود آن کآفرید ارض و سماوآنچه باشد بینشان از ماسوی
مدت شش روز پس شد مستویعرش را از اقتدار معنوی
مِن وَلِیٍّ مَالَکُم مِّن دُونِهنه ولیّ و نه شفیع إلا بِه
پس نمی گیرید پند آیا شمازین نصایح که بیان شد هر کجا
می کند تدبیر هر امری یقیناو ز اسباب سماوی در زمین
پس کند آن امر کآمد در وجودسوی او از ارض در معنی صعود
در هر آن روزی هزاران ساله راهگر بدارید آن شمارش را نگاه
او بود دانای پنهان و آشکاروآنچه خواهد بود اندر روزگار
غالب او بر امر و تقدیر از نشانمهربان هم در امور بندگان
آنکه نیکو ساخت هر چیز کآفریدداشت واندر حد خود حسنی مزید
آدمی را اول از خاک آفریدوز سلاله نسلش آورد او پدید
ز آب خواری، یعنی از نطفۀ حقیرراست کرد اعضای او بس بینظیر
پس در او اندر دمید از روح خویشوین اضافه باشد از تفخیم بیش
داد هم او گوش و چشم و قلبتاناندکی گویند لیکن شکر آن