گنج

۸- آیات ۲۹ تا ۳۲

۱۸ بیت

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ یُولِجُ اَللَّیْلَ فِی اَلنَّهٰارِ وَ یُولِجُ اَلنَّهٰارَ فِی اَللَّیْلِ وَ سَخَّرَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ أَنَّ اَللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (۲۹) ذٰلِکَ بِأَنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْحَقُّ وَ أَنَّ مٰا یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ اَلْبٰاطِلُ وَ أَنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْعَلِیُّ اَلْکَبِیرُ (۳۰) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَلْفُلْکَ تَجْرِی فِی اَلْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اَللّٰهِ لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیٰاتِهِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ (۳۱) وَ إِذٰا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اَللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَی اَلْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاّٰ کُلُّ خَتّٰارٍ کَفُورٍ (۳۲)

آیا ندیدی که خدا در می‌آورد شب را در روز و داخل می‌گرداند روز را در شب و مسخّر گردانید آفتاب و ماه را هر یک می‌روند تا مدتی نام برده شده بدرستی که خدا بآنچه می‌کنید آگاه است (۲۹) آن باینست که خدا اوست حق و اینکه آنچه را می‌خوانند از غیر او باطلست و آنکه خدا اوست رفیع بزرگ (۳۰) آیا ندیدی که کشتی می‌رود در دریا بنعمت خدا تا بنماید شما را از آیتهایش بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست برای هر صبر کننده شکرگزاری (۳۱) و چون فرو گیرد ایشان را موجی چون سایه‌گسترها بخوانند خدا را خالص دارندگان برای او دین را پس چون رهانید ایشان را بسوی بر پس از ایشانند ثابت بر طریقه حق و انکار نمی‌کنند بآیتهای ما مگر هر عذرکننده کفران ورزنده (۳۲)

مر ندیدی تو که چون پروردگارظلمت شب را درآرد در نهار
روشنیِ روز هم داخل کنددر شب و آثار آن زایل کند
رام کرد او مهر و مه را در فلکتا بوند این هر دو جاری بی ز شک
تا زمانی نام برده در سماءدور هر یک تا رسد بر انتهاء
حق بر اعمال شما باشد خبیرآنچه هست آن از قلیل و از کثیر
این بر آن باشد که حق است او به بودواجب اندر ذات و ثابت در وجود
وآنکه خوانند آنچه را از دون حقهست باطل نام او در هر ورق
هم دگر زآن کو علیّ است و کبیرهم به هر چیزی محیط از فوق و زیر
مر ندیدی این تو آیا که به یممی رود کشتی به نعمت هاش هم
تا نماید بر شما آیات خودکه روان کشتی به دریا از چه شد
اندر این باشد نشانها بر وفورنزد بخرد کوست صبّار و شکور
موج گیردشان فرو چون از وجوهبر مثال سایبان یا ابر و کوه
می بخوانند از خلوص او را به دیناز ره فطرت که صدق است و یقین
اضطراب و اضطرار از دیدشاندور سازد آن دم از تقلیدشان
می شود توحید فطری آشکاراز خلوص آرند رو بر کردگار
پس چو ایشان را رهاند هم به جدسوی بِرّ باشند بعضی مقتصد
ثابت اعنی بر طریق عدل و راستیا وفاء بر عهد و پیمان کآن بجاست
کس نشد کافر به آیت های ماغیر عذر آرندة کافر نما