گنج

۵- آیات ۲۲ تا ۲۵

۲۵ بیت

وَ مِنْ آیٰاتِهِ خَلْقُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلاٰفُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوٰانِکُمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِلْعٰالِمِینَ (۲۲) وَ مِنْ آیٰاتِهِ مَنٰامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهٰارِ وَ اِبْتِغٰاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (۲۳) وَ مِنْ آیٰاتِهِ یُرِیکُمُ اَلْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنَزِّلُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَیُحْیِی بِهِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (۲۴) وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ تَقُومَ اَلسَّمٰاءُ وَ اَلْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذٰا دَعٰاکُمْ دَعْوَةً مِنَ اَلْأَرْضِ إِذٰا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (۲۵)

و از آیتهایش آفریدن آسمانهاست و زمین و اختلاف زبانهای شما و رنگهای شما بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست برای دانایان (۲۲) و از آیتهایش خواب شماست بشب و روز و جستن شماست از فضلش بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست برای گروهی که می‌شنوند (۲۳) و از آیتهایش آنکه می‌نماید شما را برق از راه بیم و امید و فرو می‌فرستد از آسمان آب را پس زنده می‌گرداند بآن زمین را بعد از موت آن بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست برای گروهی که می‌یابند بعقل (۲۴) و از آیتهایش آنکه بر پای می‌باشد آسمان و زمین بامرش پس چون خواند شما را خواندنی از زمین آن‌گاه شما بیرون می‌آئید (۲۵)

« در بیان اختلاف صوت و صورت »

هم بود ز آیات او اندر یقیندر عیان خلق سماوات و زمین
واخْتِلَاف ألْسِنَت والْوانِتانهم نشانی هاست بر خلق جهان
بود یکسان گر که صوت و شکل ناسموجب آمد بر تجاهل و التباس
مصلحت را وین بسی بد بر خلافپس به وفق حکمت است این اختلاف
نیست دو صوت و دو صورت مثل هموین کمال صنع باشد زآن قلم
نیک گردی گر در این معنی دقیققدرت صانع بیابی ای رفیق
این نه کار طبع باشد یا مزاجگر در ادراکت نباشد اعوجاج
بل طبیعت فعل او بر ضد اینباشد اندر نزد عقل خورده بین
از عناصر و از مزاج مؤتلفکی پدید آید شئون مختلف
اختلاف ار هم پدید آید یکیدر مقامی نیست غیر از اندکی
نی بدینسان اختلاف بی ز حدکه در آن افتد به حیرانی خرد
این نیاید در وقوع ار ناظریجز ز خلاقی حکیم قادری
هم دگر ز آیات او خواب شماستدر شب و روز و در این راحت قواست
هم شما را در مقام جستجوجستن روزی ز بخشش های او
در شب اعنی استراحت شد قواروزتان تحصیل رزق است از خدا
واندر این باشد دلالت ها عیانبهر قومی کاشنوند از گوش جان
وز علامتهای صنعش هر کجابرق باشد که نماید بر شما
بر مسافر ز اوست خوف صاعقهطمع باران بر مقیم از بارقه
می فرستد آب را از آسمانارض مرده زنده پس سازد بدان
اندر این باشد نشانها بی قصوربهر ارباب تعقل در ظهور
وز نشان های توانایی اوبر فعال ممکنه در جستجو
این بود کاستاده است ارض و سماز امر او بی اُستن و آلت بپا
وین ز قدرت های او یک قدرت استحافظ هر ممکنی در نسبت است
پس بخواند چون شما را خواندنیاز زمین آیید بیرون هر تنی
أخْرُجواْ یا أیها الْموتَی تماماز قبور آیید بیرون لاکلام