گنج

۱۷- آیات ۶۴ تا ۶۹

۲۸ بیت

وَ مٰا هٰذِهِ اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا إِلاّٰ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ اَلدّٰارَ اَلْآخِرَةَ لَهِیَ اَلْحَیَوٰانُ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ (۶۴) فَإِذٰا رَکِبُوا فِی اَلْفُلْکِ دَعَوُا اَللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَی اَلْبَرِّ إِذٰا هُمْ یُشْرِکُونَ (۶۵) لِیَکْفُرُوا بِمٰا آتَیْنٰاهُمْ وَ لِیَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (۶۶) أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنٰا حَرَماً آمِناً وَ یُتَخَطَّفُ اَلنّٰاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْبٰاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اَللّٰهِ یَکْفُرُونَ (۶۷) وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْکٰافِرِینَ (۶۸) وَ اَلَّذِینَ جٰاهَدُوا فِینٰا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنٰا وَ إِنَّ اَللّٰهَ لَمَعَ اَلْمُحْسِنِینَ (۶۹)

و نیست این زندگانی دنیا جز هزل و بازی و بدرستی که سرای بازپسین هر آینه آنست سرای زندگانی اگر باشند که بدانند (۶۴) پس چون سوار شوند در کشتی بخوانند خدا را بیغش دارندگان برای او دین را پس چون نجات داد ایشان را بسوی دشت آن‌گاه ایشان شرک می‌آورند (۶۵) تا کفران ورزند بآنچه دادیم ایشان را و تا کامیاب شوند پس بزودی خواهند دانست (۶۶) آیا ندیدند که ما گردانیدیم حرمی را امن و ربوده می‌شوند مردمان از پیرامونشان آیا پس بباطل می‌گروند و بنعمت خدا کفران می‌ورزند (۶۷) و کیست ستمکارتر از آنکه بست بر خدا دروغ را یا تکذیب کرد حق را چون آمد او را آیا نیست در دوزخ جای اقامت برای کافران (۶۸) و آنان که مجاهده کردند در ما هر آینه هدایت می‌کنیم ایشان را راههای خود را و بدرستی که خدا هر آینه با نیکوکارانست (۶۹)

این حیات دنیوی بی خبط و سهونیست نیک ار بنگری جز لعب و لهو
دار دیگر زندگانی را سزاستملک باقی گر بدانند آن سراست
پس چو در کشتی شوند ایشان سوارمی بخوانند آن خدا را ز اضطرار
کشتی از موج افتد اندر پیچ و تابمخلصند او را به دین از اضطراب
در نظر آن دم نه بت نه بت گر استدستها بر درگه حق یکسر است
زآنکه برهاننده را دانند حقنی دگر کس را ز کل ماخَلَق
پس چو برهاند خداشا ن زآن خطریعنی از بحر آوردشان سوی برّ
آن زمان آرند شرک از خوی خویشآن چنان که بودشان عادت ز پیش
تا به داده ما از آن کافر شوندمجتمع گردند چون هم بهره مند
برخورند اعنی به اجماع آن کساناز پرستش خود بر اصنام و بتان
جای شکر آرند شرک و کافریزود پس آگه شوند از بد سری
می ندیدند ایچ آیا مکیاناینکه گرداندیم ما خود بهرشان
مکه را یعنی به امنیّت حرمتا در آن باشند ایمن از ستم
وآنکه از دورش ربوده می شوندمردمان یعنی که ایشان را کُشند
قتل و غارت اندر اطراف حرمهست بیش از آنکه آید در قلم
و اهل آن باشند در مهد اماننیستشان بیمی ز آفات جهان
پس به باطل هیچ آیا بگروندهم به نعمتهای حق کافر شوند
کیست ظالم تر از آن کو بر خدامر دروغی بست از واقع جدا
یا کند تکذیب حق یعنی رسولیا که قرآن کآمد او را در نزول
نیست آیا در جهنم جایگاهکافران را که غلط کردند راه
وآن کسان که کوشش اندر دین مامی نمایند از خلوصی نه از ریا
روز و شب بیدار و پنهان در جهادبا عدو باشند از صدق و شداد
در مصاف دشمنان باشند مردهمچنین با نفس سرکش در نبرد
ما هدایتشان کنیم اندر سبلبر جهات خیر خویش از جزء و کل
راه های معرفتشان یا عیانمیکنیم آنسان که ره بر کاروان
یا هر آن کوشش کند بر راه راستما رسانیمش به مقصودی که خواست
حق بود با محسنین در کل حالعارفان رهرو نیکو خصال
محسن است آن کس که حقش رهنماستحق بود با آنکه هم او با خداست