بسم االله الرحمن الرحیم
طسم (۱) تِلْکَ آیٰاتُ اَلْکِتٰابِ اَلْمُبِینِ (۲) نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۳) إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی اَلْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلْمُفْسِدِینَ (۴) وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی اَلَّذِینَ اُسْتُضْعِفُوا فِی اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوٰارِثِینَ (۵)
بنام خداوند بخشاینده مهربان
طسم (۱) اینست آیتهای کتاب واضح (۲) میخوانیم بر تو از خیر موسی و فرعون بحق برای گروهی که میگروند (۳) بدرستی که فرعون برتری یافت در زمین و گردانید اهل آن را گروه گروه ضعیف میداشت گروهی را از ایشان میکشت پسران ایشان را و باقی میگذاشت زنان ایشان را بدرستی که او بود از فسادکنندگان (۴) و میخواستیم که منّت بگذاریم بر آنان که ضعیف داشته شده بودند در زمین و بگردانیمشان پیشوایان و بگردانیم ایشان را وارثان (۵)
بعد بسم االله الرحمن الرحیمابتداء سازم ز طا و سین و میم
رمزها مخفی است زیر این حروفرمزی از آن گویم ار داری وقوف
طا اشارت بر طهارت دان تمامهر کجا بر نسبت خود در کلام
طاهر آمد مر نفوس عابدانغیر او را نی پرستند آن مهان
قلب عارف طاهر از تعظیم غیرجز خدایش ناید اندر یاد و سیر
طاهر ارواح محبّان زآنکه بازچشمشان گردد به جز بر دلنواز
طاهر است اسرار ارباب شهوداز توجه جز به سلطان وجود
مر موحد را بوَد طاهر خفازآنکه چیزی غیر حق بیند به جا
سین اشارت باشد ار دانی به سرّاهل حق دارند سرّش مستتر
عاصیان را یافت آن کو سرّ ذاتداند آن سلطان جان، بخشد نجات
سرّ صوفی را گرت اندیشه استداند آن کو با صفی هم ریشه است
سرّ دیگر هست و سودای دگرداند آن کو را ز تن کندند سَر
آن کجا گوید، کجا داند صفیسرّ مخفی گو بماند مختفی
میم اگر دانی مراد از منّت استکش به خلقان در نوا و نعمت است
منّت دیگر به اهل عشق از اوستداند آن کو را به دل بگرفت دوست
بر صفی منّت بدین تفسیر هِشتبر زبانش نطق و این تقریر هِشت
تا به نظم آرد کتابش را تمامبود خاص این نعمت از ربّ الانام
گر زبان دانی و بشناسی سخنخاص دانی منّتش بر جان من
واگذار آن را که ز اغراض و حسدگشته فاسد دانش و دین و خرد
نارد این تفسیر را او در نظرغیر شعر و شاعری پا تا به سر
پس بمان کو در جهالت تا ابدهمچنین در بخل و انکار و حسد
گفت این سوره است ز آیت های دیناز کتاب مستطاب مستبین
بر تو خوانیم از خبر چیزی که هستبالحق از موسی و از فرعون پست
مر گروهی را که بر حق مؤمنندبر خبرها کز حق آید موقنند
اینکه فرعون از ره استمگریجست اندر ارض مصر او برتری
دو گروه از سبطیان و قبطیانساخت اهل مصر را او در عیان
یک گُره را کرد مغلوب و ضعیفزآل یعقوب از وضیع و از شریف
کُشتی ابناشان، وی از حُمقی که داشتوآن زنانشان جمله باقی می گذاشت
کاهنان گفتند ز ایشان یک نفرمی کند ملک تو را زیر و زبر
کُشتی ابناء را نگیرد تا کِهیپای از ایشان بر فنای او شهی
احمق از آن بُد که گر آن کاهنانراست گفتند آنچه گفتند از نشان
کُشتن بسیار دفع آن فسادکی نمودی هیچ ناورد این به یاد
بود او از مفسدین ما خواستیمتا بر آن مستضعفین منّت نهیم
که شدند اندر زمین مصر خوارزیر دست قبطیان بد شعار
پیشوایانشان نمودیم آن چنانوارث مال و مکان قبطیان