گنج

۳- آیات ۱۰ تا ۱۴

۱۹ بیت

وَ أَلْقِ عَصٰاکَ فَلَمّٰا رَآهٰا تَهْتَزُّ کَأَنَّهٰا جَانٌّ وَلّٰی مُدْبِراً وَ لَمْ یُعَقِّبْ یٰا مُوسیٰ لاٰ تَخَفْ إِنِّی لاٰ یَخٰافُ لَدَیَّ اَلْمُرْسَلُونَ (۱۰) إِلاّٰ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۱) وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ (۱۲) فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ (۱۳) وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اِسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُفْسِدِینَ (۱۴)

و بیند از عصایت را پس چون دید آن را که حرکت می‌کنند گویا که آن ماریست باریک برگشت باز پس رونده و التفات ننمود ای موسی مترس بدرستی که نمی‌ترسند نزد من مرسلان (۱۰) مگر آنکه ظلم کرد پس بدل آورد نیکی را پس از بدی پس بدرستی که من آمرزنده مهربانم (۱۱) و داخل کن دست را در گریبانت که بیرون آید سپید نورانی از غیر بدی در نه‌گانه آیتها بسوی فرعون و قومش بدرستی که ایشان بودند گروهی فاسقان (۱۲) پس چون آمد ایشان را آیتهای ما که بیناکننده است گفتند این است جادوی آشکار (۱۳) و انکار کردند آن را و یقین دانستند آن را نفسهاشان از راه ستم و کبر پس بنگر چگونه باشد انجام کار فسادکنندگان (۱۴)

می بینداز این عصا را، چون فکندجنب و جو کرد او چو ماری پر گزند
حیّه ای باریک و چست و تیزروخوفناک و پر نهیب از راه و دو
یا به چالاکی و چستی بود جاناژدها در جثه و شکل و توان
بودیا جان چون فکندش بر زمیناندک اندک گشت ثعبانی مبین
موسی از وی رو بگرداند ای عجبوز توهم برنگشت اندر عقب
نک مترس ای موسی از غیر این زمنمی نترسند انبیاء در پیش من
لیک بر خود هر ستم کرد از زللوآن بدی پس کرد بر نیکی بَدل
شد پشیمان، گشت تائب در زمانپس منم آمرزگار و مهربان
غفلت اعنی گر که سر زد ز انبیاباز نادم گشت و راجع سوی ما
پس به اطمینان کنم خوفش بَدلجز نکویی نبودش تا در عمل
هم در آور دست خود را در بغلتا سفید آید برون دور از خلل
باشد اعنی عاری از نقص برصوین دو باشد از نُه آیات اخص
سوی فرعون و گروهش بر نشانچونکه ایشانند قومی فاسقان
پس به هنگامی که آیت های ماآمد ایشان را عیان و برملا
مُبصَر اعنی بس نُماینده و پدیدپس بگفتند این بود سحری شدید
پس به آن گشتند منکر از جحودگرچه ثابت امر حق بر جمله بود
بیگمان بُد نفسشان یعنی بدانلیک می کردند انکار از زبان
از ستمکاری عدوان و علوّخویش عالی می شمردند از عتوّ
پس تو ای بیننده چون بوده است، بینآخر و انجام کار مفسدین