گنج

۱۹- آیات ۸۵ تا ۹۰

۲۳ بیت

وَ وَقَعَ اَلْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِمٰا ظَلَمُوا فَهُمْ لاٰ یَنْطِقُونَ (۸۵) أَ لَمْ یَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنَا اَللَّیْلَ لِیَسْکُنُوا فِیهِ وَ اَلنَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ (۸۶) وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی اَلصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ اَللّٰهُ وَ کُلٌّ أَتَوْهُ دٰاخِرِینَ (۸۷) وَ تَرَی اَلْجِبٰالَ تَحْسَبُهٰا جٰامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ اَلسَّحٰابِ صُنْعَ اَللّٰهِ اَلَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَفْعَلُونَ (۸۸) مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهٰا وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (۸۹) وَ مَنْ جٰاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی اَلنّٰارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۹۰)

و بوقوع آمد گفتار بر ایشان نسبت آنکه ظلم کردند پس ایشان سخن نمی‌کنند (۸۵) آیا ندیدند که ما گردانیدیم شب را تا آرام گیرند در آن و روز را بینش بخش بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست از برای گروهی که می‌گروند (۸۶) و روزی که دمیده می‌شود در صور پس هراسان شود هر که در آسمانها و هر که در زمین است مگر کسی که خواست خدا و همه آیند او را دلیلان (۸۷) و بینی کوه‌ها را پنداری آنها را ساکن و آنها می‌روند روش ابر کردن خدایی که درست ساخت همه چیز را بدرستی که او آگاه است بآنچه می‌کنید (۸۸) آنکه آورد خوبی را پس مر او راست بهتر از آن و ایشان از هراس روز چنین ایمانند (۸۹) و آنکه آورد بدی را پس نگونسار کرده شود رویهاشان در آتش آیا جزا داده می‌شوید جز آنچه بودید که می‌کردید (۹۰)

قول پس واقع شو د یعنی عذابسوی ایشان از ستمها بر شتاب
پس نگویند ایچ بر عذری سخناز تحیّر یا ز اندوه و محن
می ندیدند ایچ آیا از عمیاینکه شب را آفریدستیم ما
تا در آن گیرند آرام و سکونروز را کردیم روشن در نمون
اندر این باشد نشانی های چندبهر قومی کز علامت بگروند
یاد کن روزی که بر طیّ رقممر دمیده میشود در صور دم
پس بترسد هر که در ارض و سماستجز کسی کو را خدا باقی بخواست
نفخۀ اولیست ز اسرافیل اینمی رسد بر کلّ اشیاء آن یقین
جمله پس میرند از خوف و فزعقوه های روح و جسم از ماوَقَع
غیر آنان را که می خواهد خدافانیان فی االله اعنی از ولا
باقی اندر ذات و از خود رسته اندوآن شهیدان که به حق پیوسته اند
مردمان آیند در موقف تمامبعد نفخۀ ثالثه از خاص و عام
اندر آن حالی که منقاد و ذلیلجمله باشند از کثیر و از قلیل
کوهها را خود تو بینی در مکانبر گمانت کایستاده آن چنان
وآنگهی کآن را مرور است و ذهابچون مروری که عیان است از سحاب
نیست مدرک مر کسی را آن مرورمنتشر تا چون شود اندر نشور
صنعت حق آن کسی کو استوارکرد هر شیئی به جایش با عیار
صنعت او راست یا حُسنی مزیدنیک باشد هر چه یعنی آفرید
باشد او دانا به افعال شماهم به وفق فعلتان بدهد جزا
آنکه میآید به نیکی بهر اوهست خیری بهتر از آن بس نکو
وآن کسانند ایمن آن روز از فزعفارغ از اندوه و محصون از وجع
وآنکه آید بر بدی پرداختهرویشان گردد به نار انداخته
می شوید آیا جزاء داده شماجز به افعال از صواب و از خدا