۱۱- آیات ۳۸ تا ۴۱
قٰالَ یٰا أَیُّهَا اَلْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ (۳۸) قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ اَلْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ (۳۹) قٰالَ اَلَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ اَلْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ (۴۰) قٰالَ نَکِّرُوا لَهٰا عَرْشَهٰا نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِی أَمْ تَکُونُ مِنَ اَلَّذِینَ لاٰ یَهْتَدُونَ (۴۱)
گفت ای جماعت کدامتان میآرد مرا تختش پیش از آنکه آیند مرا منقادان (۳۸) گفت دیوی از جن من میآرم ترا باو پیش از آنکه برخیزی از جایت و بدرستی که منم بر آن هر آینه قوی امین (۳۹) گفت آنکه بود نزدش علمی از کتاب من میآورم بتو آن را پیش از آنکه برگردد بسوی تو چشم تو پس چون دید آن را قرار یافته نزدش گفت این از تفضل پروردگار منست تا بیامرزد مرا که آیا شکر میگویم و ناسپاسی میکنم و کسی که شکر کند پس جز این نیست که شکر میگوید برای خودش و کسی که ناسپاس کرد پس بدرستی که پروردگار من بینیاز کریم است (۴۰) گفت ساز نامعلومی دهید برای او تختش را به بینم آیا مییابد یا باشد از آنان که نمییابند (۴۱)
« در بیان آوردن تخت بلقیس را نزد حضرت سلیمان علیه السلام »