گنج

۱۳- آیات ۱۴۱ تا ۱۵۹

۲۳ بیت

کَذَّبَتْ ثَمُودُ اَلْمُرْسَلِینَ (۱۴۱) إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ (۱۴۲) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (۱۴۳) فَاتَّقُوا اَللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ (۱۴۴) وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۱۴۵) أَ تُتْرَکُونَ فِی مٰا هٰاهُنٰا آمِنِینَ (۱۴۶) فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ (۱۴۷) وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِیمٌ (۱۴۸) وَ تَنْحِتُونَ مِنَ اَلْجِبٰالِ بُیُوتاً فٰارِهِینَ (۱۴۹) فَاتَّقُوا اَللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ (۱۵۰) وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ اَلْمُسْرِفِینَ (۱۵۱) اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ (۱۵۲) قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مِنَ اَلْمُسَحَّرِینَ (۱۵۳) مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا فَأْتِ بِآیَةٍ إِنْ کُنْتَ مِنَ اَلصّٰادِقِینَ (۱۵۴) قٰالَ هٰذِهِ نٰاقَةٌ لَهٰا شِرْبٌ وَ لَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَعْلُومٍ (۱۵۵) وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۵۶) فَعَقَرُوهٰا فَأَصْبَحُوا نٰادِمِینَ (۱۵۷) فَأَخَذَهُمُ اَلْعَذٰابُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (۱۵۸) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (۱۵۹) ت

کذیب کردند ثمود مرسلان را (۱۴۱) چون گفت مر ایشان را برادرشان صالح آیا نمی‌پرهیزید (۱۴۲) بدرستی که منم مر شما را رسولی امین (۱۴۳) پس بترسید از خدا و فرمانبرید مرا (۱۴۴) و نمی‌خواهم از شما بر آن هیچ مزدی نیست مزدم مگر بر پروردگار جهانیان (۱۴۵) آیا وا گذاشته می‌شوید در آنچه هست آنجا مؤمنان (۱۴۶) در بوستانها و چشمه‌ها (۱۴۷) و زرعها و نخلی که شکوفه‌اش لطیف است (۱۴۸) و می‌تراشید از کوه‌ها خانه‌ها ماهران (۱۴۹) پس بترسید از خدا و فرمانبرید مرا (۱۵۰) و اطاعت مکنید امر اسراف‌کنندگان را (۱۵۱) آنان که افساد می‌کنند در زمین و اصلاح می‌کنند (۱۵۲) گفتند جز این نیست که تویی از سحر بسیارکرده‌شدگان (۱۵۳) نیستی تو انسانی مگر مانند ما پس بیاور آیتی اگر هستی از راستگویان (۱۵۴) گفت این است ناقه مر آن راست آب خورش و مر شما راست آب خورش روزی معین (۱۵۵) و مس مکنیدش ببدی پس بگیرد شما را عذاب روزی بزرگ (۱۵۶) پس پی کردند او را پس گردیدند پشیمانان (۱۵۷) پس گرفت ایشان را عذاب بدرستی که در آن هر آینه آیتی است و نباشند اکثرشان گروندگان (۱۵۸) و بدرستی که پروردگار تو هر آینه اوست غالب مهربان (۱۵۹)

« در بیان تکذیب نمودن صالح علیه السلام را قوم او »

هم ثمود آمد به تکذیب رسلچون ز گمراهان بُدند از جزء و کل
گفت چون صالح برادرشان بجامی نترسید ایچ آیا از خدا
من رسولی بس امینم فَاتَّقُواْپیروی وز من کنید، ای دون نکو
از شما مزدی نخواهم من بر آنهست مزدم با خدای مستعان
مر شما بگذاشته آیا شویداندر آن نعمت که در وی می بوید
ایمن و آسوده بی هر آزمونیعنی اندر بوستانها و عیون
زرعها و نخلهای بس ظریفکه بود اشکوفه اش نرم و لطیف
می تراشید از حجر وز کوههاخانه ها در شادمانی و اعتلا
پس بترسید از خدا در کل حالپیروی وز من کنید اندر فعال
پیروی نارید ز امر مسرفینکه بُوند اهل فساد اندر زمین
امر خود نارند هرگز بر صلاحمی فزایند از عمل بر افتضاح
قوم گفتندش جز این نبود که توجادویی کرده شدستی نو به نو
تو نه ای جز آدمی مانند ماراستی را آیتی آور بجا
یعنی ار باشی تو هیچ از صادقینباید آوردن نشان بر صدق دین
گفت ناقه است ای نکه خواهید از شتابخود نصیبی مر ورا باشد ز آب
هم شما را بهره ای بی گفتگوروز معلوم است ز آب نهر و جو
هست یک روز اعنی از بهر شماروز دیگر بهر این ناقۀ خدا
لَا تَمَسوهَا بِسُوءٍ ای قوم منکه عذاب آید شما را در زمن
مر شما را گیرد آن رنج عظیمدر چنان روزی بزرگ از هول و بیم
ناقه را کردند پی از کینه پسزآن پشیمان سخت گشتند آن نفس
شرحش اندر سورة اعراف شدجمله مذکور آنچه در تفسیر بُد
پس گرفت آن قوم را ناگه عذابواندر این باشد نشانها بر صواب
می نبودند اکثری از مؤمنانحق به خلقش غالب است و مهربان