گنج

۵- آیات ۲۶ تا ۳۱

۱۱ بیت

اَلْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ اَلْحَقُّ لِلرَّحْمٰنِ وَ کٰانَ یَوْماً عَلَی اَلْکٰافِرِینَ عَسِیراً (۲۶) وَ یَوْمَ یَعَضُّ اَلظّٰالِمُ عَلیٰ یَدَیْهِ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی اِتَّخَذْتُ مَعَ اَلرَّسُولِ سَبِیلاً (۲۷) یٰا وَیْلَتیٰ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاٰناً خَلِیلاً (۲۸) لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ اَلذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جٰاءَنِی وَ کٰانَ اَلشَّیْطٰانُ لِلْإِنْسٰانِ خَذُولاً (۲۹) وَ قٰالَ اَلرَّسُولُ یٰا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اِتَّخَذُوا هٰذَا اَلْقُرْآنَ مَهْجُوراً (۳۰) وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ اَلْمُجْرِمِینَ وَ کَفیٰ بِرَبِّکَ هٰادِیاً وَ نَصِیراً (۳۱)

پادشاهی روز چنین حق است مر خدای بخشاینده را و باشد روزی بر کافران دشوار (۲۶) و روزی که بدندان می‌گزد ظالم بر دو دستش می‌گوید ای کاش فرا گرفته بودم با رسول راه را (۲۷) ای وای کاش نگرفته بودم فلان را دوست (۲۸) بتحقیق گم گردانید مرا از ذکر بعد از آنکه آمد مرا و باشد دیو رجیم مر انسان را فرو گذارنده (۲۹) و گفت آن رسول ای پروردگار من بدرستی که قوم من گرفتند این قرآن را متروک (۳۰) و همچنین گردانیدیم برای هر نبی دشمنی را از گناهکاران و بس باشد پروردگار تو راه نماینده و یاری دهنده (۳۱)

ثابت آن روز است شاهی بر خدایصعب بر کفار آن روز از جزای
یاد کن روزی که استمکار رددستهای خود به دندان می گزد
گوید ای کاش آنکه از راه قبولمی گرفتم من طریقی با رسول
وای بر من کاش نگرفتم به دوستآنکه موجب بر عذابم مهر اوست
مر اَبی، یعنی که از پیغمبرمگشت مانع، کرد تاریک اخترم
کرد گمراه او مرا وز ذکر حقداشت باز اینک به نارم مستحق
ذکر حق را زآن سپس کآید به منبرد از یادم همانا اهرمن
زآنکه شیطان است بر آدم خذولواگذارد چونکه زد راه آن فضول
گفت یا گوید نبی کای رب منقوم من هذیان گرفتند این سخن
ما بگرداندیم اینسان هر زمانهر نبی را دشمنی از مجرمان
بس بود پروردگارت هادی اودوست را نصرت دهنده بر عدو