گنج

۱۱- آیات ۵۶ تا ۶۴

۲۸ بیت

وَ مٰا أَرْسَلْنٰاکَ إِلاّٰ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً (۵۶) قُلْ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً (۵۷) وَ تَوَکَّلْ عَلَی اَلْحَیِّ اَلَّذِی لاٰ یَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ کَفیٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبٰادِهِ خَبِیراً (۵۸) اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اِسْتَویٰ عَلَی اَلْعَرْشِ اَلرَّحْمٰنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِیراً (۵۹) وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اُسْجُدُوا لِلرَّحْمٰنِ قٰالُوا وَ مَا اَلرَّحْمٰنُ أَ نَسْجُدُ لِمٰا تَأْمُرُنٰا وَ زٰادَهُمْ نُفُوراً (۶۰) تَبٰارَکَ اَلَّذِی جَعَلَ فِی اَلسَّمٰاءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِیهٰا سِرٰاجاً وَ قَمَراً مُنِیراً (۶۱) وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَ اَللَّیْلَ وَ اَلنَّهٰارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یَذَّکَّرَ أَوْ أَرٰادَ شُکُوراً (۶۲) وَ عِبٰادُ اَلرَّحْمٰنِ اَلَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی اَلْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ اَلْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً (۶۳) وَ اَلَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیٰاماً (۶۴)

و نفرستادیم ترا مگر مژده دهنده و بیم کننده (۵۶) بگو نمی‌خواهم از شما بر آن هیچ مزدی جز آنکه خواست که فرا گیرد بسوی پروردگارش راهی (۵۷) و توکل کن بر خدای زنده که نمی‌میرد و تسبیح گوی بحمدش و بس باشد او بگناهان بندگانش آگاه (۵۸) آنکه آفرید آسمانها و زمین را و آنچه میان آن دو است در شش روز پس بیاراست عرش رحمانی را با حسن کامل خلقت پس بپرس از آن آگاهی را (۵۹) و چون گفته شود مر ایشان را که سجده کنید مر خدای بخشاینده را گویند و چیست رحمان آیا سجده کنیم مر آنچه می‌فرمایی ما را و افزود ایشان را نفرت (۶۰) افزود آمد آنکه گردانید در آسمان برجها و گردانید در آنها چراغی و ماهی نور دهنده (۶۱) و اوست که گردانید شب و روز را از پی هم آینده برای آنکه خواست که پند گیرد یا خواست شکرگذاری را (۶۲) و بندگان خدای بخشنده آنان که می‌روند بر زمین بآرام و آهستگی و چون خطاب کند ایشان را نادانان گویند سلامی (۶۳) و آنان که شب بروز میارند برای پروردگارشان سجده‌کنندگان و بر پای ایستادگان (۶۴)

نی فرستادیم ای کامل رشادجز مبشّر هم نذیرت بر عباد
گو به تبلیغ رسالت در جزامی نخواهم اجر و مزدی از شما
جز به کردار آن کسی کز آگهیخواست گیرد سوی رب خود رهی
مزدم اعنی طاعت اهل االله استکه دل از ایمان حقشان آگه است
کن توکل پس به حیّ لایموتکوست برتر از دلیل و از ثبوت
هم ز نقصانش به پاکی کن تو یادهم دل از حمدش نما پیوسته شاد
معنی سَبِّح بِحَمدِه باشد اینکه به تنزیهش سپاس آور قرین
حمد کن یعنی چنانش در نعمکه بدانی برتر است از کیف و کم
او پسندیده است و کافی ناگزیربر ذنوب بندگان خود خبیر
آن خدایی کآفرید ارض و سماءوآنچه باشد در میانشان ز اقتضاء
خلق فرمود آن به شش روز از نشانشرح آن گفتیم زین پیش از بیان
گشت مستولی به عرش آنگاه بازکآن محیط آمد بر اشیاء ز امتیاز
امرش اشیاء را گرفت اعنی فروتا نجنبد مویی الاّ ز امر او
عرش رحمان گشت یعنی استواررحمت رحمانی اش بر خلق یار
ور که خوانی قلب احمد (ص) اولی استعرش را که حق بر آن مستولی است
پس بپرس از آنکه می باشد خبیرهر چه خواهی از حقایق در ضمیر
یا بپرس از معنی رحمان که اونسبتش چبود به عرش از جستجو
یا بپرس از خلقت ارض و سماءیا به شش روز از چه کرد آن را بناء
چون شود گفته بر ایشان که کنیدسجده، رحمان را ز روی عقل و دید
می بگویند اینکه رحمان چیست بازسجده چیزی را کنیم آیا به ساز
که تو فرمایی به ما امر از ستمپس ز ایمانشان شود افزوده رم
ارجمند است و بزرگ آن کو نمودبرجها در آسمان خلق از حدود
هم بگردانید اندر وی سراجمهر روشن، ماه تابان در رواج
اوست آن کو کرد خلق روز و شببرخلاف یکدگر اندر طلب
بهر آن کو خواهد او آرد به یادامر خود را یا کند شکر از نهاد
بنده رحمان کسی باشد به فرضکز تواضع می رود بر روی ارض
جاهلان آیندشان چون در خطاببا سلامتشان دهند آنها جواب
وآن کسان که شب به روز آرند زودرب خود را در قیام و در قعود