گنج

۶- آیات ۳۲ تا ۴۲

۲۳ بیت

فَأَرْسَلْنٰا فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ أَنِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ (۳۲) وَ قٰالَ اَلْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِلِقٰاءِ اَلْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْنٰاهُمْ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یَأْکُلُ مِمّٰا تَأْکُلُونَ مِنْهُ وَ یَشْرَبُ مِمّٰا تَشْرَبُونَ (۳۳) وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَکُمْ إِنَّکُمْ إِذاً لَخٰاسِرُونَ (۳۴) أَ یَعِدُکُمْ أَنَّکُمْ إِذٰا مِتُّمْ وَ کُنْتُمْ تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَنَّکُمْ مُخْرَجُونَ (۳۵) هَیْهٰاتَ هَیْهٰاتَ لِمٰا تُوعَدُونَ (۳۶) إِنْ هِیَ إِلاّٰ حَیٰاتُنَا اَلدُّنْیٰا نَمُوتُ وَ نَحْیٰا وَ مٰا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ (۳۷) إِنْ هُوَ إِلاّٰ رَجُلٌ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً وَ مٰا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِینَ (۳۸) قٰالَ رَبِّ اُنْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ (۳۹) قٰالَ عَمّٰا قَلِیلٍ لَیُصْبِحُنَّ نٰادِمِینَ (۴۰) فَأَخَذَتْهُمُ اَلصَّیْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنٰاهُمْ غُثٰاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (۴۱) ثُمَّ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِینَ (۴۲)

پس فرستادیم در ایشان رسولانی از ایشان که بپرستید خدا را نیست مر شما را هیچ الهی غیر او پس نمی‌پرهیزید (۳۲) و گفتند آن جمع از قومش آنان که کافر شدند و تکذیب کردند ملاقات آخرت را و متنعم کردیم ایشان را در زندگانی دنیا نیست این مگر انسانی مانند شما می‌خورد از آنچه می‌خورید از آن و می‌آشامد از آنچه می‌آشامید (۳۳) و اگر فرمان برید انسانی مثل خود را بدرستی که شما آن‌گاه هر آینه زیانکارانید (۳۴) آیا وعده می‌دهد شما را که چون مردید و شدید خاک و استخوانها بدرستی که شمائید بیرون آورده‌شدگان (۳۵) دور است دور مر آنچه وعده داده می‌شوید (۳۶) نیست آن مگر زندگانی ما در دنیا می‌میریم و زنده می‌شویم و نباشیم برانگیخته‌شوندگان (۳۷) نیست او مگر مردی که می‌بندد بر خدا دروغ و نیستیم ما مر او را گروندگان (۳۸) گفت پروردگار من یاری ده مرا بسبب آنکه تکذیب کردند مرا (۳۹) گفت از آنچه گذشت اندکی هر آینه می‌گردند البته پشیمان (۴۰) پس گرفت ایشان را فریاد مهلک بحق پس کردیم ایشان را خاشاک بر روی سیل پس هلاک باد مر گروه ستمکاران را (۴۱) پس آفریدیم ما از بعد ایشان جماعتهای دیگر (۴۲)

« در بیان دعوت هود علیه السلام قوم را »

پس فرستادیم در ایشان رسولهم ز ایشان تا نباشد ناقبول
اینکه بپرستید حق را مر شماکه نباشد غیر او دیگر خدا
پس شما آیا نپرهیزید هیچمی نترسید از عذابش در بسیج
گفت پس، از قوم هود اشرافشانآن کسان که نگرویدندی بدان
هم به تکذیب از لقاء آخرتآمدندی وز عِقاب و مغفرت
داده بودیم اندر این دار فناءنعمت بسیارشان بر مدعاء
چون شما این جز بشر گفتند نیستمیخورد هم باز از آنچه خوردنی است
می بیاشامد از آنچه هم شمازآن بیاشامید در صبح و مسا
طاعت از مردی که بر مثل شماستگر کنید آن خود زیانتان برملاست
وعده کرد آیا که چون گشتید خاکزنده گردید و در آیید از مغاک
بعد مردن کاستخوان پوسید و ریختبندها از یکدگر خواهد گسیخت
بر شما وعده دهد باز این رسولزندگی را تا کند گیجی قبول
دور باشد دور آنچه بشنوندهم بر آنچه وعده داده می شوند
زندگی نبود به جز در این جهانکه بمیریم و بزائیم آن چنان
چون یکی میرد بزاید دیگرینی برانگیزنده کردیم از ثری
نیست این مردی مگر که بر خدابسته بر حق از دروغی افترا
نیستیم او را ز باور کردگانآنچه را بدهد خبر بر رایگان
گفت یا رب یاری ام ده زین وجوهزآنچه تکذیبم نمودند این گروه
گفت حق بعد از زمانی بس قلیلکافران گردند نادم در سبیل
صیحۀ جبریلشان پس در گرفتصیحه ای بالحق که بس بود آن شگفت
پس بگرداندیم ایشان را تمامهمچو آب آورده خاشاکی به نام
باد دوری پس به قوم ظالمینبعد از ایشان خلق پس کردیم هین
قرنهای دیگر آن هم هیچ کسمی نماند از وعدة خود پیش و پس