گنج

۴- آیات ۲۳ تا ۲۶

۱۳ بیت

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ (۲۳) فَقٰالَ اَلْمَلَأُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُرِیدُ أَنْ یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اَللّٰهُ لَأَنْزَلَ مَلاٰئِکَةً مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا اَلْأَوَّلِینَ (۲۴) إِنْ هُوَ إِلاّٰ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتّٰی حِینٍ (۲۵) قٰالَ رَبِّ اُنْصُرْنِی بِمٰا کَذَّبُونِ (۲۶)

و بتحقیق فرستادیم نوح را بسوی قومش پس گفت ای قوم من بپرستید خدا را نیست مر شما را هیچ الهی جز او آیا پس نمی‌پرهیزید (۲۳) پس گفتند آن جمعی که کافر شدند از قومش نیست این مگر انسانی مانند شما می‌خواهد که افزونی یابد بر شما و اگر خواسته بود خدا هر آینه فرو فرستاده بود ملائکه را نشنیدیم این را در پدرانمان که پیشینیانند (۲۴) نیست او مگر مردی که با اوست جنونی پس انتظار برید باو تا وقتی (۲۵) گفت پروردگار من که یاری ده مرا بسبب آنکه تکذیب کردند مرا (۲۶)

« در بیان دعوت نوح (ع) قوم را »

سوی قومش نوح را بر ما یقینخود فرستادیم دعوت را چنین
گفت یَا قَومِ اعبُدُوا االلهَ مَالَکُممِّنْ إلَهٍ غَیرُهُ أولَی بِکُم
او خدای بر حق است آیا شمامی نپرهیزید از شرک و دغا
پس بگفتند آن ملأ از قوم اوآن کسان که نگرویدند از عتو
نیست این جز آدمی مثل شماخواهد افزونی از این جوید به ما
خواستی وز حق فرستادی ملکبر رسالت در خلایق بی ز شک
هیچ نشنیدیم این را ما به کیشدر پدرهامان کز این بودند پیش
کآدمی گردد پیمبر بر بشرغیر یک معبود یا نبود دگر
نیست نوح الاّ که مردی در نمونکه در او نوعی است از صرع و جنون
پس بریدش تا زمانی انتظارکه بمیرد یا گذارد گیر و دار
یا کنیدش حبس تا وقتی که اوتنگ آید بگذرد زین گفتگو
نوح چون مأیوس شد ز ایمانشانگفت ای پروردگار بینشان
ده مرا یاری و برهان از محنزآنچه کردند این گُره تکذیب من