گنج

۱۰- آیات ۳۹ تا ۴۵

۲۶ بیت

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ (۳۹) اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اَللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اَللّٰهِ اَلنّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اِسْمُ اَللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اَللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اَللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ (۴۰) اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ آتَوُا اَلزَّکٰاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ لِلّٰهِ عٰاقِبَةُ اَلْأُمُورِ (۴۱) وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ ثَمُودُ (۴۲) وَ قَوْمُ إِبْرٰاهِیمَ وَ قَوْمُ لُوطٍ (۴۳) وَ أَصْحٰابُ مَدْیَنَ وَ کُذِّبَ مُوسیٰ فَأَمْلَیْتُ لِلْکٰافِرِینَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ (۴۴) فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ فَهِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ (۴۵)

دستوری داده شد مر آنان که کارزار کرده شدند بسبب آنکه آنها ستم کرده شدند و بدرستی که خدا بر نصرت ایشان هر آینه تواناست (۳۹) آنان که بیرون کرده شدند از سراهاشان بغیر حق جز آنکه می‌گفتند پروردگار ما خداست و اگر نمی‌بود دفع خدا مردمان را بعضی از ایشان را ببعضی هر آینه ویران کرده شده بود صومعه‌ها و معبدها و نمازها و بمسجدها که ذکر کرده می‌شود در آن نام خدا بسیار و هر آینه یاری خواهد کرد خدا البته کسی را که یاری می‌کنند او را بدرستی که خدا هر آینه توانای غالبست (۴۰) آنان که اگر متمکن گردانیمشان در زمین بر پای دارند نماز را و دهند زکاة را و امر کنند بمعروف و نهی کنند از منکر و مر خدا راست انجام کارها (۴۱) و اگر تکذیب می‌کنند ترا پس بتحقیق تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح و عاد و ثمود (۴۲) و قوم ابراهیم و قوم لوط (۴۳) و اهل مدین و تکذیب کرده شد موسی پس مهلت دادم مر کافران را پس گرفتم ایشان را پس چگونه بود انکارم (۴۴) پس بسا از قریه که هلاک گردانیدیم آن را و آن بود ظالم پس آن فرود آمده است بر سقفهایش و چاه معطل مانده و کوشک رفیع (۴۵)

داد رخصت آن کسان را کردگارکه به دل دارند میل کارزار
زآنکه اِستم دیده گشتند آن کسانپس خدا قادر بود بر نصرشان
آن کسانی کز دیار و دار خویشمر برون کرده شدند از ظلم بیش
غیر حق یعنی به عدوان و ستمخارج از بیت و بلد گشتند هم
جز که می گفتند رب ما خداستبودشان تقصیر یعنی قول راست
معترف بودند بر توحید حقمشرکان را بود از این انکار و دق
دفع کردن ور نبود از دادگرمردمان را بعضی از بعض دگر
یافتی بیع و صوامع انهدامدیر رهبانان و ترسایان به نام
هم کلیسای جحودان بُد خرابکه به صلوات است مذکور از کتاب
هم مساجد کاندر آنها از شئونیاد کرده نام حق شد بر فزون
پس کند یاری خدا بر هر که اومیکند یاری خدا را او نکو
حق به نصرت ها قوی است و عزیزقادر و غالب بر اعداء جمله نیز
آن کسانی کز ثبات دینشاندر زمین دادیم ما تمکینشان
داشتند از بندگی بر پا صلاتهم بدادند از عبودیّت زکات
آمر اندر نیکویی ها آمدندناهی از هر زشتی ای در دین شدند
هست مر حق را سرانجام امورتا چه از مشیّت نماید در ظهور
گر تو را تکذیب ایشان می کنندپیش از ایشان هم به تکذیب آمدند
قوم نوح و عاد و هم قوم ثمودقوم ابراهیم و لوط با نمود
و اهل مدین باز هم موسی به لومهمچنین تکذیب کرده شد ز قوم
مُهل پس دادیم ما بر کافرانتا زمانی که رسد آجالشان
باز بگرفتیمشان چون است پسناپسندی ما بر ایشان هر نفس
پس بسا از اهل شهر و ده که ماکرده ایم آن را هلاک از هر کجا
وآنگهی بودند ظالم بیسخنپس فتادندی به عرش خویشتن
یعنی اندر سقف های خود همهبود این پاداش کفر و مظلمه
چاهها در هر محل باشد فزوننیست کس تا آب از آن بکشد برون
کوشک ها بس عالی و افراختهجملگی از ساکنان پرداخته