گنج

۸۷- آیه ۱۷۸

۳۱ بیت

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ اَلْقِصٰاصُ فِی اَلْقَتْلیٰ اَلْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ اَلْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ اَلْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‌ءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اِعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۱۷۸)

ای آنان که گرویدید نوشته شد بر شما قصاص در کشتها آزاد بآزاد بنده ببنده و زن بزن پس هر که در گذشت مر او از برادرش چیزی پس از پی رفتنی است بنیکی و ادا کردن بسوی او بنیکی این سبک کردنی است از پروردگارتان و رحمت پس هر که درگذشت از حد بعد از این پس برای اوست عذاب پر درد (۱۷۸)

« در بیان قتل و قصاص »

ای گروه مؤمنان از عام و خاصبر شما بنوشته شد حکم قصاص
«کُتِب «یعنی بر شما گردید فرضهمچو بهر سطح و طول و عمق و عرض
مر قصاص آن لازم کونیت استظلّی از اضلال عدل حضرت است
بر ازاله و نفی عدوانی که آنمر سبوعی قوّه را باشد نشان
چون تصرّف کرد حق در عبد خویشتا کند در خویش فانی از خودیش
می دهد از حرّ روحش در عوضمحض بخشش روح بهتر بی مرض
هم نماید عبد قلبش را بدلحق به قلبی بی کدورت بی علل
گیرد از اثنای نفسش نقص حالموهبت را تا دهد بر وی کمال
زین مقاصت که کند با بنده حقساخت بر اعظم حیاتش مستحق
آن حیات عارفان است و خواصکز پی هر کُشتنی باشد قصاص
نفس حیوان را بکُش تا کم شودپس ز حیوانی رهد آدم شود
همچنین فرض است در تبدیل و نقلکُشتن آدم پی احیای عقل
عاقلان کُشتند زآن بهر نشانآدمی را که نبودش نور جان
آدمیّت نی همین گوش و سر استآدم است آن کز دو عالم برتر است
مرده از هر رتبه، وز نور حیاتهست او را تا مقام جمع ذات
صورت آن نزد اهل معرفتحکم عدل اندر قصاص است و دیت
پس هر آنکه شیئی از وجه وجیهعفو کرده شد مر او را از اخیه
قاتل اعنی یافت عفو از اهل دموز دیت چیزی مر او را گشت کم
اهل دم را حق برادر خوانده زآنکه برادر گشته در مهر امتحان
زآنکه هم عِرق است با او نزد هوشخونش از غیرت بود دائم به جوش
گر ولی دم ببخشد درهمیپیروی کرده است بر نیکی همی
عفو کرد آن خون و بگذشت از قصاصوز دیت هم کاست کو یابد خلاص
پس ادای حقّ نیکی سوی اومی رسد، وین است پاداش نکو
و اینست هم تخفیف رب و رحمتیدر اداء دانه یابد ملکتی
ور کسی بگذشت زین بعد از قبولیعنی از عفو و دیت آرد نکول
کرد عفو و گشت راضی بر دیتپس ز عفو و صفح گرداند نیت
یا پشیمان گشت زآن قدری که کاستاز دیت وز بعد بخشش باز خواست
یا پس از اخذ دیت بد دل شودبر قصاص از غیر حق مایل شود
یا ز اقسام ثلاثه در قصاصحکم را بدهد به یک قسم اختصاص
بهر او باشد عذاب دردناکرفته از راه نجاتی بر هلاک
آن ثلاثه شد قصاص و انتقامیا دیت یا عفو در تنظیم تام