گنج

۱۰۳- آیات ۲۱۷ تا ۲۱۸

۳۰ بیت

یَسْئَلُونَکَ عَنِ اَلشَّهْرِ اَلْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِیهِ قُلْ قِتٰالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اَللّٰهِ وَ اَلْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ اَلْقَتْلِ وَ لاٰ یَزٰالُونَ یُقٰاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اِسْتَطٰاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کٰافِرٌ فَأُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ (۲۱۷) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ اَلَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ أُولٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۲۱۸)

می‌پرسند تو را از ماه حرام کارزار در آن بگو کارزار در آن بزرگست و بازداشتن از راه خدا و کفر است بدو و مسجد حرام و بیرون کردن ابلیس از آن بزرگتر است نزد خدا و فتنه بزرگتر است از کشتن و همیشه کارزار می‌کنند شما را تا اینکه برگردانند شما را از دین خود اگر توانایی داشته باشند و هر که برگردد از شما از دین خود پس بمیرد و او کافر است پس آن گروه ناچیز می‌شود کردارشان در دنیا و آخرت و آن گروهند یاران آتش ایشانند در آن جاویدان (۲۱۷) بدرستی که آنان که گرویدند و آنان که هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا آن گروه امید می‌دارند رحمت خدا را و خدا آمرزندۀ مهربان است (۲۱۸)

مسلمین کُشتند پیش از جنگ بدرمردی اندر راه ز اهل شرک و غدر
روز آخر از جمادی بد به نامروز بعدش بد رجب شهر حرام
اولین قتلی که واقع شد همیدر میانشان بود قتل حضرمی
مشرکان رفتند بر ایراد و عیبدر زمان نزد رسول پاک جیب
کز چه رو کشتند در شهر حرامحضرمی را وین بود دور از نظام
یا که پرسیدند آن را مسلمینبهر تحقیق از رسول پاک دین
آمد این آیت که پرسند از قتالاز تو در شهر حرام اندر مقال
گو به نزد ماست آن ذنبی کبیرماندن از راه است و کفر آن ناگزیر
همچنین بیت الحرام از هر مقاماکبر است اخراج اهلش از حرام
یعنی اخراج مسلمانان از آنفتنه از قتل است اکبر بالعیان
یا نبود آن فتنه اعظم کز مقامدر به در کردید ایشان را تمام
در رجب قتل ارچه ذنب اکبر استآن ز قتل حضرمی اعظمتر است
مر شما را میکشند از حقد و کینتا بگردانندتان از راه دین
دست نکشند از جدال و قتل و جنگبر شما تا کار بس گیرند تنگ
تا مگر ملجأ نمایند از عناداهل ایمان را به عود و ارتداد
از شما برگشت از دین ور یکیپس بمیرد کافر است و مشرکی
میشود نابود اعمالش همهدر دو دنیا خوار و بدحالش همه
اهل نارند آن جماعت واندر آنخالدین باشند یعنی جاودان
جاودان در نار بودن از چه روستهستی او چونکه خلق شوم اوست
هستی او تا که می باشد بجاکی شود آن خلق شوم از وی جدا
نک پی تأویل آیت دار گوشگر جوی داری به سر ادراک و هوش
همچنان که قتل در شهر حرامنیستت لایق دانی ار حال و مقام
در توجه یا که استغراق تامسوی حق باشد جهاد نفس خام
وقت جمعیت به حق امری است شاقجنگ با نفس دنی بالاتفاق
قوه های روحی اهل قلب داناکبر است اخراج ایشان از مکان
فتنه باشد کفر و شرک اندر وجودو اعظم آن از جنگ با نفس جحود
گر کُشید او را شما بس اندک استپیش افعالی که شرک از وی یک است
وآنکه آورده است ایمان ز اختیارکرده اند آن قوم هجرت از دیار
هم نمودند از یقین در ره جهاداین جماعت راست رحمت در نهاد
از خدا دارند رحمت ها امیدکه غفور است و رحیم او بر عبید