گنج

۱۰- آیات ۷۴ تا ۸۴

۳۴ بیت

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثٰاثاً وَ رِءْیاً (۷۴) قُلْ مَنْ کٰانَ فِی اَلضَّلاٰلَةِ فَلْیَمْدُدْ لَهُ اَلرَّحْمٰنُ مَدًّا حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ إِمَّا اَلْعَذٰابَ وَ إِمَّا اَلسّٰاعَةَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَکٰاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً (۷۵) وَ یَزِیدُ اَللّٰهُ اَلَّذِینَ اِهْتَدَوْا هُدیً وَ اَلْبٰاقِیٰاتُ اَلصّٰالِحٰاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوٰاباً وَ خَیْرٌ مَرَدًّا (۷۶) أَ فَرَأَیْتَ اَلَّذِی کَفَرَ بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالَ لَأُوتَیَنَّ مٰالاً وَ وَلَداً (۷۷) أَطَّلَعَ اَلْغَیْبَ أَمِ اِتَّخَذَ عِنْدَ اَلرَّحْمٰنِ عَهْداً (۷۸) کَلاّٰ سَنَکْتُبُ مٰا یَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ اَلْعَذٰابِ مَدًّا (۷۹) وَ نَرِثُهُ مٰا یَقُولُ وَ یَأْتِینٰا فَرْداً (۸۰) وَ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا (۸۱) کَلاّٰ سَیَکْفُرُونَ بِعِبٰادَتِهِمْ وَ یَکُونُونَ عَلَیْهِمْ ضِدًّا (۸۲) أَ لَمْ تَرَ أَنّٰا أَرْسَلْنَا اَلشَّیٰاطِینَ عَلَی اَلْکٰافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا (۸۳) فَلاٰ تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ إِنَّمٰا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا (۸۴)

و چه بسیار هلاک گردانیدیم پیش از ایشان از جمعی که آنها نیکوتر بودند اثاث و هیئت (۷۴) بگو کسی که باشد در گمراهی پس باید مهلت دهد او را خدای بخشنده مهلت دادنی تا چون که به بینند آنچه وعده داده می‌شوند یا عذاب و یا قیامت پس زود باشد بدانند که کیست که او بدتر است از راه جای و ضعیف‌تر از راه لشکر (۷۵) و افزون می‌کند خدا آنان را که هدایت یافتند هدایتی و کردارهای پاینده شایسته بهتر است نزد پروردگار تو از راه ثواب و بهتر از راه بازگشت (۷۶) آیا پس دیدی آن را که کافر شد بآیتهای ما و گفت هر آینه داده شوم البته مال را و فرزندان را (۷۷) آیا اطلاع یافته بر غیب یا فرا گرفت از نزد خدای بخشاینده پیمانی (۷۸) نه چنانست بزودی می‌نویسیم آنچه می‌گوید و طول می‌دهیم برای او از عذاب طول دادنی (۷۹) وراث می‌شویم او را آنچه می‌گوید و می‌آید بسوی ما تنها (۸۰) و گرفتند از غیر خدا الهان تا باشد از برای ایشان ارجمندی (۸۱) نه چنان است بزودی انکار کنندش پرستش ایشان را و باشند بر ایشان ضدی (۸۲) آیا ندیدی که ما فرستادیم شیاطین را بر کافران که در جنباند ایشان را در جنبانیدنی (۸۳) پس شتاب مبر بر ایشان جز این نیست می‌شماریم برای ایشان شمردنی (۸۴)

ای بسا که پیش از ایشان ما تباهکرده ایم از اهل هر قرنی به گاه
که بُدند آنها فزون در جاه و مالوز اثاث و هیأت و حسن و مقال
گو بود هر گمره از راه رشدمهلتش را پس خدا ممتد کند
تا به هنگامی که بینند آن کسانوعده کرده می شوند آنچه بدان
وآن عذاب دنیوی یا اخروی استزود پس دانند بدتر تا که کیست
عکس بینند اعنی از روی مکانآنچه اندیشیده اند اندر گمان
کیست و اضعف باز از روی سپاهیعنی احباب مطیع نیک خواه
می فزاید حق مر آنان را که راهیافتند از وی به نیکی ز انتباه
هست بهتر باقیات الصالحاتنزد ربّت زین جهان بی ثبات
هم بود بهتر ز روی بازگشتزین جهان چون با نکویی درگذشت
مسلمی از مشرکی بس بی ادبداشت اندر مزد کار خود طلب
در اداء میکرد اهمال آن عدوپس به وی بگرفت سخت آن نیکخو
گفت مشرک، تو بُدی بس بردبارنک به سختی از چه خواهی مزد کار
گفت من هم کیش بودم با تو پیشنیستم نک با تو هم آئین و کیش
زآن رهم در اخذ حق خویشتنتا نماند نزد کافر مال من
گفت بر زعم شما اندر جنانمال و زر بسیار باشد بی گمان
پس مرا هل تا که بدهم بی تعبدر بهشتت هر چه را داری طلب
از تو من دارم در آنجا زآنکه بیشمال و نعمت واگذارم وام خویش
آمد این آیت که آیا دیدی آنکه شد او کافر به آیت ها چسان
گفت با الله می دهندم بی عدددر بهشت عدن از مال و ولد
خورد سوگند او به استهزاء و قالداده خواهم شد فزون اولاد و مال
گشته آیا مطّلع بر غیبهایا گرفته هیچ پیمان از خدا
نه چنان باشد که بنویسیم زودآنچه میگوید ز انکار آن عنود
برکشیم او را عذابی هم به سازآن عذابی که بسی باشد دراز
هم ز وی میراث گیریم از عیانآنچه دادیمش ستانیم آن زمان
زآنچه گوید که به من خواهند دادسوی ما آید به تنها بی مراد
برگرفتندی خدایان جز خدایتا بودشان عزّتی در آن سرای
از بتان کردند یعنی تا عزیزاز خیال نفس خود بر بی تمیز
نه چنان باشد کنند انکار زودآن عبادتها کز ایشان می نمود
بلکه با ایشان به جان دشمن شوندچون به ذل و خواری از ایشان روند
مر ندیدی که فرست ادیم مادیو را بر کافران اندر خفی
تا بجنبانندشان از هر جهتبازشان دارند هم بر معصیت
پس مکن تو هیچ بر ایشان شتاباز پی آن کآید ایشان را عذاب
غیر از این نبود که بشم اریم ماروزهاشان تا رسد بر منتهی