گنج

۱۵- آیات ۱۲۰ تا ۱۲۸

۲۹ بیت

إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ کٰانَ أُمَّةً قٰانِتاً لِلّٰهِ حَنِیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (۱۲۰) شٰاکِراً لِأَنْعُمِهِ اِجْتَبٰاهُ وَ هَدٰاهُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ (۱۲۱) وَ آتَیْنٰاهُ فِی اَلدُّنْیٰا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِی اَلْآخِرَةِ لَمِنَ اَلصّٰالِحِینَ (۱۲۲) ثُمَّ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ أَنِ اِتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرٰاهِیمَ حَنِیفاً وَ مٰا کٰانَ مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (۱۲۳) إِنَّمٰا جُعِلَ اَلسَّبْتُ عَلَی اَلَّذِینَ اِخْتَلَفُوا فِیهِ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَیَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ فِیمٰا کٰانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (۱۲۴) اُدْعُ إِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ (۱۲۵) وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّٰابِرِینَ (۱۲۶) وَ اِصْبِرْ وَ مٰا صَبْرُکَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ وَ لاٰ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ تَکُ فِی ضَیْقٍ مِمّٰا یَمْکُرُونَ (۱۲۷) إِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا وَ اَلَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ (۱۲۸)

بدرستی که ابراهیم بود امتی مطیع از برای خدا حق‌گرای و نبود از مشرکان (۱۲۰) شکرکننده مر نعمتهای او را برگزیدش و هدایت کردش براه راست (۱۲۱) و دادش در دنیا خوبی و بدرستی که اوست در آخرت هر آینه از شایستگان (۱۲۲) پس وحی فرستادیم بسوی تو که پیروی کن کیش ابراهیم را حقگرای و نبود از مشرکان (۱۲۳) جز این نیست که گردانیده شد شنبه را بر آنان که اختلاف کردند در آن و بدرستی که پروردگار تو هر آینه حکم می‌کند میانشان روز قیامت در آنچه بودند در آن اختلاف می‌کردند (۱۲۴) بخوان براه راست پروردگارت بحکمت و پند خوب و مناظره کن با ایشان بآنچه خوب‌تر است بدرستی که پروردگار تو اوست داناتر بآنکه کم شد از راهش و او داناتر است بهدایت‌یافتگان (۱۲۵) و اگر عقوبت کنید پس بمانند آنچه عقوبت شدید بآن و اگر صبر کنید هر آینه آن بهتر است از برای صبرکنندگان (۱۲۶) و صبر کن و نیست صبر تو بجز بتوفیق خدا و اندوه و مخور بر ایشان مباش در تنگی از آنچه مکر می‌کنند (۱۲۷) بدرستی که خدا با آنان است که پرهیزکار شدند و آنان که ایشان نیکوکارانند (۱۲۸)

انّ ابراهیم کان امةقانتا للّٰه حنیفا ملّة
امّت اعنی بوده ابراهیم اوجامع هر فضل و اوصافی نکو
جمع در یک تن نشد آن فضل و دادجز که در اشخاص بسیار از عباد
پیش از آن یا کافکنند او را به نارمؤمنی جز وی نبُد در روزگار
می توان خواندش به تنها امّتیهم به توحید و به ایمان ملتی
یا چو ترسا و یهود و بت پرستمعترف بودندش از عالی و پست
حق تعالی خوانده زآن رو امّتشاندر ادیان کرده شایع ملتش
می نبود او بر خدا از مشرکینبل موحد بود و کامل در یقین
شاکر نعمت بد آنچه ذوالجلالکرده بود اِنعام بر وی از کمال
برگزید و ره نمودش بی ز بیمبر صراط حق و راه مستقیم
نیکی اش دادیم در دنیا به دینهم بود در آخرت از صالحین
پس به سویت وحی فرمودیم ماپیروی کن کیش ابراهیم را
که بُد او مایل ز ادیان سخیفهم نبُد مشرک، بُدش دین حنیف
غیر از این نبود که گردانیده شداحترام شنبه وآن مفروض بُد
بر کسانی که نمودند اختلافدر وی اندر حیله یا صید گزاف
بینشان ربّت کند در رستخیزحکم در آن اختلاف و آن ستیز
خوان به سوی راهِ آن پروردگارمردمان را با دلیلی استوار
حجتی کآن شبهه را زایل کندامر حق را ثابت اندر دل کند
پند ده با نیکویی در هر محلکن به وجهی نیک با ایشان جدل
رب تو بر گمرهان داناتر استهمچنین بر مهتدین او ابصر است
مشرکان کردند مُثله حمزه رابعد کشتن در اُحد از کینه ها
چون شنید این گفت پیغمبر که منمُثله هم ز ایشان کنم هفتاد تن
آمد آیت که عقوبت گر کنیدمثل مَا عُوقِبتُم آرید آن پدید
یک نفر کردند یعنی مُثله چونکرد باید مُثله یک تن نی فزون
صابران را لیک صبر اولی تر استصبر کن توفیق صبرت درخور است
وآن نباشد جز به توفیق خدامی مشو غمگین بر ایشان زآن بلا
هم مباش از مکر ایشان تنگدلحق بود با متقین بر متصل
وآن نکوکاران ز ارباب خلوصکه به توحیدند و ایمان بر نصوص
مؤمنین و متقین و محسنینربّنا سلم علیهم اجمعین