گنج

۱۳- آیات ۱۰۳ تا ۱۱۱

۳۰ بیت

وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمٰا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسٰانُ اَلَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هٰذٰا لِسٰانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ (۱۰۳) إِنَّ اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اَللّٰهِ لاٰ یَهْدِیهِمُ اَللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (۱۰۴) إِنَّمٰا یَفْتَرِی اَلْکَذِبَ اَلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اَللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْکٰاذِبُونَ (۱۰۵) مَنْ کَفَرَ بِاللّٰهِ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِهِ إِلاّٰ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمٰانِ وَ لٰکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ (۱۰۶) ذٰلِکَ بِأَنَّهُمُ اِسْتَحَبُّوا اَلْحَیٰاةَ اَلدُّنْیٰا عَلَی اَلْآخِرَةِ وَ أَنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْکٰافِرِینَ (۱۰۷) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ طَبَعَ اَللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْغٰافِلُونَ (۱۰۸) لاٰ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی اَلْآخِرَةِ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (۱۰۹) ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هٰاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مٰا فُتِنُوا ثُمَّ جٰاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِهٰا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۱۰) یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ‌ تُجٰادِلُ عَنْ نَفْسِهٰا وَ تُوَفّٰی کُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ (۱۱۱)

و هر آینه می‌دانیم بدرستی که ایشان می‌گویند جز این نیست که می‌آموزد او را انسانی زبان کسی که می‌گردانند گفتار را بسوی او عجمیست و این زبان عربیست روشن (۱۰۳) بدرستی آنان که نمی‌گروند بآیتهای خدا راه ننماید ایشان را خدا و از برای ایشان عذابیست دردناک (۱۰۴) جز این نیست که می‌بندند دروغ را آنان که نمی‌گروند بآیتهای خدا و آن گروه ایشانند دروغگویان (۱۰۵) کسی که کافر شد بخدا از بعد ایمان آوردنش جز آنکه جبر کرده شد و دلش آرمیده بود بایمان و لیکن کسی که باز شد بکفر از سینه پس بر ایشانست خشمی از خدا و از برای ایشانست عذابی بزرگ (۱۰۶) آن باینست که ایشان اختیار کردند زندگانی دنیا را بر آخرت و بدرستی که خدا هدایت نمی‌کند گروه کافران را (۱۰۷) آن گروه آنانند که مهر نهاد خدا بر دلهاشان و گوششان و چشمهاشان و آن گروه ایشانند بیخبران (۱۰۸) ناچار بدرستی که ایشان در آخرت ایشانند زیانکاران (۱۰۹) پس بدرستی که پروردگار تو است از برای آنان که هجرت کردند از بعد آنکه عذاب کرده شدند پس جهاد نمودند و صبر کردند بدرستی که پروردگار تو از بعد آن هر آینه آمرزندۀ مهربان است (۱۱۰) روزی که آید هر نفسی که مجادله کند از خودش و تمام داده شود هر نفسی جزای آنچه کرده و ایشان ستم کرده می‌شوند (۱۱۱)

ما بدانیم آنچه می گویند قومدر تو و گفتار تو از طعن و لوم
غیر از این نبود که آموزاندشاین زبان را آدمی چون خواندش
بوفکبهه یعنی اینها را به اومیکند تعلیم اندر گفتگو
قولشان را پس خدا فرمود ردکه لسان آنکه گردانند خود
سوی او گفتار او را اعجمی استمر فصاحت اندر آن گفتار نیست
وین کلام تازی است و ظاهر استدر فصاحت بر زبانها قاهر است
قول پست اعجمی را بر عربچیست نسبت خاصه این گفتار و لب
که عرب ز اتیان مثلش عاجز استاین سخن دانند خود نی جایز است
یعنی از بطلان حرف خویشتنآگهند از حِقد گویند این سخن
آن کسانی که به آیات خدانگروند و نیستشان هم رهنما
باشد ایشان را عذابی دردناکجهل بیش از هر عذاب است و هلاک
غیر از این نبود که بی علم و فروغبر خدا بندند بهتان و دروغ
آن کسانی که به هرگز نگروندبر نشانهای خدا و کاذبند
بعد ایمان آنکه شد کافر به حقجز که بر اکراه دارندش فرق
قلب او باشد به ایمان مطمئنهم بر آن جان آفرین جان مطمئن
لیک آرد حرف کفر اندر زبانمی نباشد بهر ایمانش زیان
کرده حفظ جان به قولی ناصوابزین بِه است ار هم نماید اجتناب
لیک بگشاید به کفر ار سینه کسبهر او خشم است از حق هر نفس
آبِ خواریها روان در نهر اوستهم عذابی بس بزرگ از بهر اوست
این است بهر آنکه می دارند دوستاین حیات دنیوی از مغز و پوست
زنده بودن را به دار آخرتمی دهد ترجیح و هم بر مغفرت
راه ننماید خدا بر کافرانکه به خود بستند راه فهم و جان
این گروهند آن کسان که حق نهادمُهرشان بر گوش و چشم و هم فؤاد
غافلانند آن گروه، الحق چنانکه به عقبی نیستشان غیر از زیان
پس کسانی را مر آن پروردگارکه نمودستند هجرت از دیار
بعد زحمت ها و هم رنج زیادآمدند از مال و جان پس بر جهاد
صبر بنمودند در آن هر دو بیمزین سپس ربّت غفور است و رحیم
اندر آن روزی که هر نفسی جدلمیکند با خود ز نقصان عمل
میشود داده به هر نفسی تمامبر جزای هر چه کرده است او به نام
خود ستمدیده نگردند و زبونروز وانفسا وَ هُم لَایُظْلَمُون