گنج

۱- آیات ۱ تا ۱۲

۴۵ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

أَتیٰ أَمْرُ اَللّٰهِ فَلاٰ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۱) یُنَزِّلُ اَلْمَلاٰئِکَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاتَّقُونِ (۲) خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۳) خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (۴) وَ اَلْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْ‌ءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ (۵) وَ لَکُمْ فِیهٰا جَمٰالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ (۶) وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ اَلْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (۷) وَ اَلْخَیْلَ وَ اَلْبِغٰالَ وَ اَلْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَةً وَ یَخْلُقُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (۸) وَ عَلَی اَللّٰهِ قَصْدُ اَلسَّبِیلِ وَ مِنْهٰا جٰائِرٌ وَ لَوْ شٰاءَ لَهَدٰاکُمْ أَجْمَعِینَ (۹) هُوَ اَلَّذِی أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً لَکُمْ مِنْهُ شَرٰابٌ وَ مِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ (۱۰) یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ اَلزَّرْعَ وَ اَلزَّیْتُونَ وَ اَلنَّخِیلَ وَ اَلْأَعْنٰابَ وَ مِنْ کُلِّ اَلثَّمَرٰاتِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (۱۱) وَ سَخَّرَ لَکُمُ اَللَّیْلَ وَ اَلنَّهٰارَ وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ وَ اَلنُّجُومُ مُسَخَّرٰاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (۱۲)

‌ بنام خدای بخشایندۀ مهربان

آمد فرمان خدا پس شتاب مکنید آن را دانم پاک بودنش را و برتر آمد از آنچه شرک می‌آورند (۱) فرو می‌فرستد ملائکه را با روح از امرش بر آنکه می‌خواهد از بندگانش که بیم دهید بدرستی که نیست الهی مگر من پس بترسید از من (۲) آفرید آسمانها و زمین را براستی برتر آمده از آنچه شرک می‌آورند (۳) آفرید انسان را از نطفه پس اکنون اوست جدال کنندۀ آشکار (۴) و شتر و گاو و گوسفند آفرید آنها را برای شما در آنهاست گرمی و منفعتها و از آنها می‌خورید (۵) و برای شماست در آنها تجملی در وقتی که می‌آرید از چراگاه و هنگامی که به چرا می‌روید (۶) و بر می‌دارید بارهای گران شما را و می‌برند بشهری که نباشید رسندۀ بآن مگر بتعب نفسها بدرستی که پروردگار شما هر آینه مهربان رحیم است (۷) و اسبها و استرها را و خرها را تا سوار شوید آنها را باشد آرایشی و بیافرید آنچه را که نمی‌دانید (۸) و بر خداست راستی راه و بعضی از آن منحرف است و اگر خواستی هر آینه هدایت کردی شما را همه (۹) اوست که فرو فرستاد از آسمان آب را برای شما از آنست نوشیدنی و از آنست درختی در آن می‌چرانید (۱۰) می‌رویاند برای شما بآن کشت را و زیتون و درختان خرما و انگورها و از همۀ ثمرها بدرستی که در آن هر آینه آیتیست از برای قومی که اندیشه می‌کنند (۱۱) و مسخر کرد برای شما شب را و روز را و آفتاب و ماه را و ستاره‌ها تسخیرشدگانند بفرمان او بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست مر گروهی را که در میابند بعقل (۱۲)

سوره النحل است از روی عددبیست و هشت آیت آن از بعد صد
بعضی از آن مکی است و بعض همدر مدینه نازل است از ذوالکرم
در تفاسیر این چنین آورده اندمشرکان تعجیل بس می کرده اند
بر هر آنچه وعده شان دادی رسولاز قیامت یا عذاب بس مهول
می بگفتند اهل عدوان لاکلاماین نباشد جز فریب و اتهام
ور به فرض آن را که گویی رو کندآن ز ما لطف بتان یکسو کند
یعنی از ما رد کند رنج بلابر الهان چونکه رو آریم ما
آمد آیت که رسید امر خدامر وقوعش هست نزدیک و بجا
وآن بود یا خود قیامت یا عذابپس شما نارید بر وقتش شتاب
می رسد، یعنی در آن تعطیل نیستهیچ حاجت بر چنین تعجیل نیست
پاک و برتر باشد آن شاه ملیکزآنچه می گیرید هم با وی شریک
می فرستد مر ملایک را به روحکوست قرآن یا که علم اندر فتوح
باعث آن خود بر حیات دل شودتا که موت جهل از آن زایل شود
ز امر خود بر هر که خواهد از عبادمیدهد علم و نبوّت بر مراد
تا کنند انذار خلقان بر علنزینکه می نبود خدایی غیر من
پس بترسید از من اندر امر و نهیزآنچه گفتند انبیاء از راه وحی
آفرید او خود سماوات و زمینبالحق اعنی از ره حکمت چنین
بر صفات و شکل و وضع مختلفتا به یکتایی شویدش معترف
برتر است از آنکه گیرد کس شریکبا وی اندر هیچ یک ز افعال نیک
آفریده است آدم از آب منیکآن جمادی بود بی ما و منی
بُد نه هیچ از فهم و ادراکیش سهمپس رساند او را به اوج عقل و فهم
پس نماید احتجاج او یا جدلدر مقام نفی بعث اندر محل
قصد از این باشد اُبی ابن خلفکاستخوان مرده بگرفت او به کف
با پیمبر گفت من یحیی العظاموآن بود پوسیده، چون یا بد نظام
آمد آیت که بُد این اول جمادیافت از ما حسّ و نطق اندر نهاد
از چه استدلال او را در سبیلبر اعاده ناورید اینسان دلیل
هشت صنف از چارپایان آفریدتا ز پشم و مویشان پوشش کنید
غیر از این هم منفعت ها بی حسابمر شما را باشد اندر انتخاب
میخورید از لحمشان وز کشک و شیرهمچنین از روغن و پیه و پنیر
هم در آنها زینت و آرایشیمر شما را باشد و آسایشی
بازگردند از چرا ، چون وقت شامهم به مرتع صبح چون گیرند گام
تَحمِلُ أثْقَالَکُم یعنی کنندبارهاتان حمل در هر راه چند
سوی شهری که بدان نبوید هیچخود رسنده با گرانبار از بسیج
جز بِشِقِّ أنْفُس اعنی سخت و شاقحمل آن باشد بر ابدان در سیاق
حملِ نیم آن به یک بار ار کنیدعمر و طاقت نصف شد، هم جان و دید
این چنین پروردگار انس و جانبر شما باشد رئوف و مهربان
آفرید او استر و اسب و حماربهر زینت تا شوید آنها سوار
آفریند هم ز هر گون جانورکه ندانید آن شما ز اصل و اثر
گفته اند از شرح مَا لَا تَعلَمُونهست اولی تر سکوت از چند و چون
زآنکه دانش را بر آن سو راه نیستممکن، از ایجاد خلق آگاه نیست
از وجود و بود شیء و ز اثربر تمامی کی توان گشتن خبر
جانورها هست در جوّ هواهم به جوف ارض بی حد و انتها
هست اندر هر یکی آثارهاو آید از هر یک به خلقت کارها
نام آن نشنیده کس یا نسبتشتا چه جای آنکه داند علتش
وآنکه هم بینی و دانی فصل آنجمله کی دانی اثر یا اصل آن

« در سرّ خلقت مگس »

از مگس پرسید شخصی از امامکز وجودش چیست حاصل در نظام
گفت باشد ماده و نر از نباتهر چه روید از زمین در التفات
بر گیاه نر نشیند چون ذُبابدست و پا آلوده سازد بر لعاب
پس چو بر مایه فرود آید مگسبارور گردد تو را این نفع بس
نفعها در اوست از خلاّق شیءاین یکی بود از خواص و نفع وی
باشد از باقی خدا آگاه و بسنیست آگاه از تمامش هیچ کس
کلّ اشیاء را چنین دان ز التفاتاز جماد و هم ز حیوان و نبات
شد هویدا رمز مَا لَا تَعلَمُونداند آن را هستی بی چند و چون
هم بود مر بر خدا قصد السبیلراه موصل بر حق اعنی از دلیل
هست بر حق تا کند واضح طریقتا نماند کس به گمراهی غریق
حلّ و حرمت، نفع و ضرّ و خیر و شرّجمله را ظاهر نماید بر بشر
زآن طرق بعضی است گمراهی و کجمنحرف از مقصد و دور از نهج
خواستی بر وجه الجاء ار خدامر شما را جمله گشتی رهنما
راه تا یابید بر قصد السبیلوین نه بر حکمت بود بی قال و قیل
او فرستاد از سماء یا از سح اببر زمین مَآءلَّکُم مِّنْهُ شَرَاب
هم از آن باشد درخت اندر نشانچارپایان را چرانید اندر آن
میخورند از برگ آن یعنی به گاهقصد باشد از شجر یا هر گیاه
زرع رویاند از آب از هر قبیلبر شما ز اعناب و زیتون و نخیل
وز هر آن میوه بود وین آیتیآنکه را باشد تفکر ساعتی
رام کرد او بر شما لیل و نهارهمچنین شمس و قمر را در مدار
بهر انضاج فواکه هم به گاهزآن توان کردن حساب سال و ماه
این فوائد را تو بینی هر نفسمابقی را اهل هُش دانند و بس
وین کواکب ز امر او باشند رامبر شناسایی راه از هر مقام
هم در این باشد علا متها فزونخوان لأیَاتٍ لِّقَومٍ یَعقِلُون