۱۱- آیات ۳۴ تا ۳۵
فَاسْتَجٰابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۳۴) ثُمَّ بَدٰا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا رَأَوُا اَلْآیٰاتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتّٰی حِینٍ (۳۵)
پس پذیرفت دعای او را پروردگارش پس بگردانید از او مکر ایشان را بدرستی که او شنوای دانا (۳۴) پس ظاهر شد مر ایشان را پس از آنکه دیدند علامات عصمت یوسف را که البته در زندان کنندش تا زمان مرگ (۳۵)
پس اجابت حق نمودش در زمانبازگردانید زو کید زنان
زآنکه او می بشنود آواز خلقهم بداند در تضرّع راز خلق
چون زنان گشتند از وی نا امیدمر زلیخا را بگفتند از نوید
که صلاح این است کو را چند روزحبس در زندان کنی ای دلفروز
تا ببیند سختی زندان و بندرام گردد بر تو آید در کمند
پس بگفت او با عزیز از این غلاممن شدم بد نام اندر خاص و عام
گر به زندانش فرستی چند روزمن شوم فارغ از این تشویش و سوز
این سخن گردید مقبول عزیزگفت بر زندان برندش بی تمیز
پس هویدا شد بر ایشان بعد از آنکه بدیدند آن علامتها عیان
رأیشان بگرفت خود بر این قرارکه به زندانش فرستند از حصار
تا زمانی خوا ست پس ز آهنگرانسخت زنجیری که بندندش بر آن
گفت با زنجیر پس تا بر شتربر نشانند آنکه بود آزاد و حُر
دور گردانند کاین باشد سزاخائنان را در حریم پادشا
رفت خود با جامۀ تبدیل اوبر سر ره تا کند چون گفتگو