۱- آیات ۱ تا ۶
بسم االله الرحمن الرحیم
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلنّٰاسِ (۱) مَلِکِ اَلنّٰاسِ (۲) إِلٰهِ اَلنّٰاسِ (۳) مِنْ شَرِّ اَلْوَسْوٰاسِ اَلْخَنّٰاسِ (۴) اَلَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ اَلنّٰاسِ (۵) مِنَ اَلْجِنَّةِ وَ اَلنّٰاسِ (۶)
بنام خداوند بخشاینده مهربان
بگو ای محمد پناه میبرم بپروردگار آدمیان (۱) پادشاه آدمیان (۲) خدای آدمیان (۳) از بدی دیو و وسوسه کننده خناس (۴) آنکه وسوسه میکند وسوسه میکند در سینههای مردمان (۵) از جن و آدمیان (۶)
گو که می گیرم پناه از هر زیانباز بر پروردگار مردمان
کز مقام نطفه تا عقل تمامشد مربّی در هر آن نقل و مقام
هیچ داری یاد، که از شهر عدمدر وجود آورد چونت دم به دم
در میان آب و خون بیجان بُدیداد جانت پس چنین و آدم شدی
اندر آن زندان و ظلمت خانه اوبُد مربّی مر تو را بی گفتگو
بین در آنجا غیر او را بوده راهداردت از ناملایم تا نگاه
از رحم پس آمدی اندر جهانطفل بودی پس شدی مردی جوان
بُد مربّی حق تو را در هر نفسبر به رب خود پناه از غیر پس
پادشاه مالک و مولای تواوست در پنهان و در پیدای تو
وآنکه باشد بر خلایق پادشاهکو بر اپرستندگان جز وی اِله
مردمان را او بود پروردگارهمچنین در هر دو عالم شهریار
مالک الملک است و هم مالک به ذاتخلق را در هستی و موت و حیات
آن کز او باشد وجود و بود خلقبر حق است ار باشد او معبود خلق
گو برم بر وی پناه اندر زمناز شرور دیو نفس راهزن
آنکه وسواس افکند در سینه هاز آدمی زاد و پری از کینه ها
پس به رب و مالک خلق و اِلهاز پری و آدمی می جو پناه
من به او گیرم پناه از صدق و راستکاول و آخر پناه ما خداست
صدق اللّٰه العلیّ العظیم و صدّق رسوله الکریم و صدّق علی بن ابی طالب امیر المؤمنین و نحن علی ذلک من الشّاهدین و الشّاکرین و الحمد للّه ربّ العالمین