گنج

۱- آیات ۱ تا ۵

۱۶ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ (۱) مِنْ شَرِّ مٰا خَلَقَ (۲) وَ مِنْ شَرِّ غٰاسِقٍ إِذٰا وَقَبَ (۳) وَ مِنْ شَرِّ اَلنَّفّٰاثٰاتِ فِی اَلْعُقَدِ (۴) وَ مِنْ شَرِّ حٰاسِدٍ إِذٰا حَسَدَ (۵)

بنام خداوند بخشایندۀ مهربان

بگو ای محمد پناه می‌گیرم بآفریدگار شکافنده صبح (۱) از بدی آنچه آفریده است (۲) و از بدی شب تاریک چون درآید (۳) و از شر زنان که دمندگان افسونند در گرهها (۴) و از شر حسد برنده چون ظاهر کند حسد را (۵)

ای محمّد (ص) گو که بر رَبِّ الْفَلَقمن پناه آرم ز شَرِّ مَاخَلَق
نی فلق بر صبح دارد انحصارکآورد آن را برون از لیل تار
بلکه اشیاء جمله را از بیش و کماندر آورد از سیاهیِ عدم
می شکافد مر زمین را از نباتکوهها را از عیون اندر جهات
حاصل آن کز شرّ هر ذی شرّ که هستگو پناه آرم به سلطان الست
هم ز شَرِّ غاَسِق اندر لیل تارچون درآید ظلمتش در روزگار
هم ز شرّ آن زنان ساحرهکه دمند اندر گره ها یکسره
هم ز شر حاسدان وقت حسداز حسدها چون به جوش آید جسد
در جهان هر فتنه ای که رخ نمودمی توان گفت از حسد آن جمله بود
ترک سجده کرد ابلیس از حسدکُشت آن هابیل را قابیل رد
مایۀ آن غفلت است از کردگارکه نماید آدمی را خوار و زار
گر نباشد غفلت او را کی رسدکه برد بر دادة باری حسد
گفته اند از سحر و جادویان رسولگشت بیمار این بود دور از قبول
گر به پیغمبر کند جادو اثرپس پدید آید به کار دین ضرر
جز که این سحر و حسد بر آدمیوارد از نفس و بلیس آید همی
شکر این نعمت چسان گوید صفیکز حسد پاک است قلبش ای وفی