گنج

۱- آیات ۱ تا ۵

۱۲ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

تَبَّتْ یَدٰا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ (۱) مٰا أَغْنیٰ عَنْهُ مٰالُهُ وَ مٰا کَسَبَ (۲) سَیَصْلیٰ نٰاراً ذٰاتَ لَهَبٍ (۳) وَ اِمْرَأَتُهُ حَمّٰالَةَ اَلْحَطَبِ (۴) فِی جِیدِهٰا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (۵)

بنام خداوند بخشایندۀ مهربان

شکسته باد دو دست ابی لهب که خواست سنگ به پیغمبر زند (۱) دفع نکند از او مال او و آنچه کسب کرده (۲) زود باشد که در آید آتش را خداوند زبانه (۳) و زن او که بردارنده هیمه است (۴) در گردن او ریسمانیست از کیف خرما (۵)

باد بشکسته دو دست بولهبتا چه کرد او با رسول منتجب
سنگ بگرفت او که تا بر وی زندگشت ناچیز و هلاک آن بی رشد
دفع نکند مال وی از وی عذابوآنچه کرد از مال و فرزند اکتساب
زود باشد که درآید با تعبآتشی را کو بود صاحب لَهَب
زوجه اش اُمّ جمیل، بنت حرباُخت بوسفیان که بر زد طعن و ضرب
اوست بردارندة هیزم مرادزین سخن چینی است از بهر فساد
آن چنان که هیزم است آتش کشیمی فروزد هم سخن چین آتشی
آن زنِ یک چشم بس معروف بودبر سخن چینی و این مکشوف بود
بود هیزم کش، زنِ آن بولهبتا فروزد نار فتنه، روز و شب
ریسمان از لیف خرما بافتهباشد اندر گردن او یافته
خار و خاشاک آن لعینه زآن رسنمی کشید اندر ره فخر زمن
هم به پشت او نهند اندر جحیمپشته های هیزم از نار الیم