گنج

شمارهٔ ۳۵

۱۰ بیت
فرو مانده‌ای گر به غم و ابتلائینمایم ترا ره به دار الشفائی
شفاخانه حق از سبق رحمتهر آن درد را هست آنجا دوائی
حسین آن خداوند ملک شهادتکه از مهر او نیست برتر ولائی
بود سایه‌اش ظل ممدود باریپناهده گر که جوید لوائی
اجابت بنام حسین است از حقکه از اضطرار کند کس دعائی
بود تا که مفتوح و ملجا جنابشمبر جز بوی گر بری التجائی
که آسان شود مشکلی بر خلایقجز از دست و بازوی مشگل گشائی
که باشد حقش خون‌بها جد پیمبرولی باب و مادرش خیرالنسائی
به مهرش بدار آدمیزاده یکدلبر آدم نمی‌رفت هرگز خطائی
گر ابلیس از رفعتش بودی آگهنمی‌کرد از آن سجده هرگز ابائی