گنج

شمارهٔ ۳۲

۴ بیت
بسیج می کن ای فرخنده اوصافبشارت ده که سیمرغ آمد از قاف
غباری کز زمین در راه او خاستمصفاتر بد از آئینه صاف
گذشت ادوار ما قبل از بد و نیکاز این پس دوره عدلست و انصاف
بزعم جرعه نوشان صفابخشنماند اندر صراحی درد اجحاف