بند ۱۰۷
آن ناکسان که پخته ز جان خام میکنندپیداست ز اول آنچه سرانجام می کنند
آبش نداده تشنه لبش سر بریده بازیا للعجب که دعوی اسلام می کنند
عار یهود و ننگ نصاراست دینشاناسلام را به مغلطه بدنام میکنند
یک جرعه اش ز صاحب تسنیم شد دریغآبی که منقسم به دد و دام می کنند
بر سلب حق نباشد اگر سعیشان چرادر بأس باطل این همه ابرام میکنند
بایستشان مکان ملکوت اینک از غرورخود را به چهل اضل از انعام می کنند
تا پیش اهل ملعنت آیند رو سفیدروز خود از ستیزه شبه فام می کنند
واحیرتا که در ره دین لاف مهتری استآن راکه کفر و شرک از اسلام او بری است