گنج

۱۰- پیشوای اهل باطل چون دگر اشباه خویش

۱۱ بیت
پیشوای اهل باطل چون دگر اشباه خویشبیش و کم در عمر خود یک حرف حق نشنید و رفت
حجت حق را به عصر خود همی نشناخت بازوقت رفتن در جهنم جای خود را دید و رفت
ریشه صدق و وفاق و مردمی برکند و مردتخم کفر و کین و کاوش در جهان پاشید و رفت
اصل زقوم از زمین هستی خود رسته دیدبر یکایک شاخ آن خرد و کلان چسبید و رفت
ریش گاو از غایت ... خری انجام کارجای ترحلوا به گور مرده خود رید و رفت
حسب جاهش میخ صد پهلو به... در سپوختکله ی ریقو به انگشت ندم خارید و رفت
تخمی از پشت زنا چون گوز خر نالید و مردسنگی از کوه ریا سوی سقر غلتید و رفت
گوز وش از روده راحت به رنج افتاد و بیمسنده سان از ... هستی به خود پیچید و رفت
حبه بدنامی از انبار کفران گشت و مردحنظل ناکامی از زقوم دوزخ چید و رفت
در جحیمش جاودانی فرش غم گسترده شدتا بساط شادمانی از جهان بر چید و رفت
بر زمین زد چون دم رحلت صفائی برنگاشتکه به ... ما امام ناصبان گوزید و رفت