گنج

مفردات

شمارهٔ ۱چه نسبت است به مصر وجود بقعهٔ تن راشمارهٔ ۲به اهل راز چه نسبت رقیب بدگو راشمارهٔ ۳متاع پاک ندارد به گفتگو حاجتشمارهٔ ۴کمان ابروانت طرفه سخت استشمارهٔ ۵ناز و کرشمه زینت و زیب ستمگر استشمارهٔ ۶با خلق مجازی ز حقیقت خبری نیستشمارهٔ ۷چرا آن گوشهٔ ابرو ز من چون بخت می‌گرددشمارهٔ ۸از جوهر خود جا به کمر خنجر او کردشمارهٔ ۹جهان به گوشهٔ تاریک و تنگ می ماندشمارهٔ ۱۰صف به صف مژگان خونریزش به جنگ آماده اندشمارهٔ ۱۱راه می پویم شاید منزلی پیدا شودشمارهٔ ۱۲عقل را نور نماند چو شود موی سفیدشمارهٔ ۱۳به نقش و خال و خط دهر دل مده زنهارشمارهٔ ۱۴دلبرم منعم است و من درویششمارهٔ ۱۵ز خال پشت لب او تحیری دارمشمارهٔ ۱۶هر نفس در دیده من طرح قیامت می‌کشمشمارهٔ ۱۷با نظر بر لطف و احسانش کجا بد می‌کنمشمارهٔ ۱۸جز مهر ما ستارهٔ گرمی ندیده ایمشمارهٔ ۱۹کشت ما را انتظارت تیز ترا از نگاهشمارهٔ ۲۰به جان رسیده و از دل برون چو تیر شدی