شمارهٔ ۳۶۳
خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهرنظر در دید او عاجز زبان در مدح او قاصر
خبرداران عالم را یکایک باخبر گشتمنبود از او کسی آگاه، او از جملگی مخبر
در این برزخ اسیر ماسوای خود نگردانیچو اول یاوری کردی تو یاور باش تا آخر
قسم بر مصحف روی تو دارم راست می گویمکه غیر از سورهٔ اخلاص نبود هیچ در خاطر
رخش را دیده و دانسته می پوشد ز اهل دلندارد رحم بر دل ها چه گوید کس به این کافر
سعیدا از خدا دیگر چه می خواهی که در عالمزبان در مدح او گویا به نامش گشته دل ذاکر