شمارهٔ ۳۳۰
دل ز بیداد غم خوبان مصفا میشوداز غبار راه یوسف، کور بینا میشود
از تو زیبا مینماید دل به هر نوعی بریعشوهگر با ناز همراه است رعنا میشود
آنچه من در گریهٔ خود دیدهام از روی توگر نباشد در میان روی تو دریا میشود
صدهزاران جان به قربان تو دارد انتظاربر سر کوی تو یک روزی تماشا میشود
کار من وابسته چون توأم به کار مردم استکام شیرین میکنم از هرکه حلوا میشود
هر خدنگی را که میاندازد آن ابروکمانبا رقیبان است منجر باز با ما میشود
مدعی امروز از ما گفتگو پوشیده استگر خدا قاضی است فردا این سخن وامیشود
گرد هستی را سعیدا خاک دامن میکنمآنچه گم کردیم در این خانه پیدا میشود