شمارهٔ ۳۲۸
هر بتی قبله نمای دل دانا نشودطوطی عقل ز هر آینه گویا نشود
عاشق از جلوهٔ معشوق نمایان گرددسرو تا سر نکشد فاخته پیدا نشود
بر در دل چه زنی حلقه که این قفل گرانبی مددکاری مفتاح دعا وانشود
راه در زیر لب فاخته پنهان گرددسرو اگر پیشرو آن قد و بالا نشود
با چنین سنگدلی زاهد اگر خاک شودگل شود کوزه شود ساغر و مینا نشود
به یقین دیدهٔ یعقوب نخواهد بودنکه رسد پیرهن یوسف [و] بینا نشود
به غلط راه در آن کوی نمی یابد کسهر گدایی به در دوست سعیدا نشود