شمارهٔ ۱۸۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اگرفت۶ بیت
گر ز عالم داد یا بیداد یا بر باد رفتاز جهان کی رفت چیزی هر چه رفت از یاد رفت
هیچ کس از مجلس زاهد نیامد بی غمیهر که رفت از صحبت دردی کشان دلشاد رفت
هیچ گل بی رنگ و بو و میوه در این باغ نیستسرو را نازم که آزاد آمد و آزاد رفت
هیچ منزل همچو دارالآخرت نزدیک نیستبر زمین هر کس که از پای نفس افتاد رفت
درنمی ماند دگر در هیچ علمی در جهاندر ره معلوم هر کس بر در استاد رفت
هر که پرسید از سعیدا تا کجا رفت از دمشقدر جواب او بگوییدش جهان آباد رفت