شمارهٔ ۷۳
ایا به محمدت و بر و مکرمت معروفخط علوم و ادب را شمایل تو حروف
رشید ملک، ادیب عمید، زین الدینچو دین به هر صفتی کز ثنا رود موصوف
محل کلک تو را رتبت زمین و زمانبنان و نطق تو را قوت رماح و سیوف
بدین محل که تویی کم ز رتبت تو بوداگر دوات تو را زلف حور باشد صوف
شنیده ای که چه اعجوبه ساختند از منستاره گاه گاه مسیر و زمانه وقت صروف
چو در صنوف معانی مرا نبود نظیرچه در رسید مرا از بلا، صنوف صنوف
به من رسد هم جور از زمانه پنداریکه قصد او همه از بهر من بود موقوف
همیشه رنج و عنا در صفات حال من استچنانکه در صفت ایزدی رحیم و رئوف
اگر اسیر حوادث شدم شگفت مداربه مهر و ماه رسد نکبت خسوف و کسوف
ز خوف بی درمی چون رهم دراین ایامکه حال فضل تباه است و راه جود مخوف
بخوان دعای مرا پس بخر ثنای مراکه نام محتشمان را ثنا کند معروف
پناه من ز صروف زمانه مجلس توستهمیشه باد مکاره ز مجلست مصروف