گنج

غزل شمارهٔ ۳۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: منشود۸ بیت
هر کسی در حرم عشق تو محرم نشودهر براهیم به درگاه تو ادهم نشود
بایزیدی و جنیدیش بباید تجریدترک و تجرید مشایخ به تو معلم نشود
آنچه در سر ضمایر بودش شیخ کبیرهر کسی در سر اسرار مفهم نشود
تا ز دنیا نکند ترک سلاطین جهانسالک راه و گزین همه عالم نشود
ترک دنیا نکنی نعمت عُقْبیٰ طلبی؟این دو عالم به تو یکجای مسلم نشود
گر خردمندی از اوباش جفایی بیندشادمان گردد و دیگر به سر غم نشود
سنگ بدگوهر اگر کاسهٔ زرین شکندقیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
سعدیا گر به تو درد است به درمان برسیهر که دردی نکشد لایق مرهم نشود