غزل شمارهٔ ۱
ثنا و حمد بیپایان خدا راکه صنعش در وجود آورد ما را
الها، قادرا، پروردگاراکریما، منعما، آمرزگارا
چه باشد پادشاهِ پادشاهاناگر رحمت کنی مشتی گدا را؟
خداوندا تو ایمان و شهادتعطا دادی به فضل خویش ما را
وز انعامت همیدون چشم داریمکه دیگر باز نستانی عطا را
از احسان خداوندی عجب نیستاگر خط در کشی جرم و خطا را
خداوندا بدان تشریف عزتکه دادی انبیا و اولیا را
بدان مردانِ میدانِ عبادتکه بشکستند شیطان و هوا را
به حق پارسایان کز در خویشنیندازی من ناپارسا را
مسلمانان ز صدق آمین بگوییدکه آمین تقویت باشد دعا را
خدایا هیچ درمانی و دفعیندانستیم شیطان و قضا را
چو از بیدولتی دور اوفتادیمبه نزدیکان حضرت بخش ما را
خدایا گر تو سعدی را برانیشفیع آرد روان مصطفی را
محمد سید سادات عالمچراغ و چشم جمله انبیا را