قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص)
ماه فروماند از جمال محمدسرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیستدر نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامتلیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسیآمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیستروز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوسبو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتدتا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابدنور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابندپیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالشخواب نمیگیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانیعشق محمد بس است و آل محمد