قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی مدح ابش بنت سعد
فلک را این همه تمکین نباشدفروغ مهر و مه چندین نباشد
صبا گر بگذرد بر خاک پایتعجب گر دامنش مشکین نباشد
ز مروارید تاج خسروانیتیکی در خوشهٔ پروین نباشد
بقای ملک باد این خاندان راکه تا باشد خلل در دین نباشد
هر آن کو سر بگرداند ز حکمتاز آن بیچارهتر مسکین نباشد
عدو را کز تو بر دل پای پیلستبزن تا بیدقش فرزین نباشد
چنین خسرو کجا باشد در آفاقوگر باشد چنین شیرین نباشد
خدا را دشمنش جایی بمیرادکه هیچش دوست بر بالین نباشد