حکایت شمارهٔ ۱
خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی.
ای قناعت! توانگرم گردانکه ورایِ تو هیچ نعمت نیست
کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان استهرکه را صبر نیست، حکمت نیست