گنج

بخش ۱۹ - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۰ بیت
یکی گفت با صوفی‌یی در صفاندانی فلانت چه گفت از قفا
بگفتا خموش، ای برادر، بخفتندانسته بهتر که دشمن چه گفت
کسانی که پیغام دشمن برندز دشمن همانا که دشمن‌تر‌ند
کسی قول دشمن نیارد به دوستجز آن کس که در دشمنی یار اوست
نیارست دشمن جفا گفتنمچنان کز شنیدن بلرزد تنم
تو دشمن‌تری کآوری بر دهانکه دشمن چنین گفت اندر نهان
سخن‌چین کند تازه جنگ‌ِ قدیمبه خشم آورَد نیک‌مرد سلیم
از آن همنشین تا توانی گریزکه مر فتنهٔ خفته را گفت خیز
سیه‌چال و مرد اندر او بسته پایبه از فتنه از جای بردن به‌جای
میان دو تن جنگ چون آتش استسخن‌چین بدبخت هیزم‌کش است