گنج

شمارهٔ ۲

مرا گویی که «تو خصم حقیری»تو هم مرد دبیری نه امیری
مسلمان‌وار پندت داد خواهمتو خود پند مسلمان کی پذیری؟
فراوانت پلنگانند خصمانمگر با موش خصمی در نگیری
که گر چنگ پلنگی در تو آیدبیاید بر تو می‌زد تا بمیری