گنج

شمارهٔ ۷۱ - در تعریف عمارت و مدح بورشد رشید خاص

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ای۱۹ بیت
ای همایون بنای آهو پایآهویی نانهاده در تو خدای
ایمن از مکر و قصد یکدیگردر تو شیران و آهوان سرای
سقف تو چون فلک نگارپذیرحسن تو چون بهشت روح افزای
نقش دلبند دلگشای تراخامه فتنه بود چهره گشای
کرده با مطربان صدای خمتبه نشاط تمام هایاهای
گفته با زایران صریر درتمرحبا مرحبا درآی درآی
روی دیوار تو ز بس پیکرشکل عالم گرفته سر تا پای
هم در او مرکبان گور سرینهم در او سرکشان تیغ گرای
خورده آسیب شیر او نخجیرمانده خرطوم پیل او در وای
دست چنگیش بر دویده به چنگلب نائیش دردمیده بنای
می پرستش میی چشیده به رنگرشگ تاج خروس و چشم همای
سوده از رزمگاه مجلس اوقالب رزم خواه بزم آرای
لیک آرام داده هر یک راحشمت خاص شاه بر یک جای
ناصر حق جمال ملت و ملکصدر دنیا رشید روشن رای
آنکه با عدل او نیارد گفتسخن کاه طبع کاه ربای
وآنکه بی حرز او نداند گشتگرد سوراخ مارمار افسای
دایمش در چنین بنا خواهمشاد کامی و خرمی افزای
سایه قصر او نپیمودهقرص خورشید آسمان پیمای
جامه عمر او نفرسودهگردش گنبد جهان فرسای