شمارهٔ ۳۶ - در مدح سلطان مسعود ابراهیم غزنوی و صفت قصری از قصوروی
این بهار طرب نهال سرورکه به فرمان شاه شد معمور
روضه عشر تست و بیضه لهوموقف رامش است و موضع سور
آب او آب زمزم و کوثرخاک او خاک عنبر و کافور
شکل او نابسوده دست صباشبه او ناسپرده پای دبور
صفت او به گوش دل نزدیکصورت او ز چشم حادثه دور
شده بر مدح مادحش مولعگشته در عشق عاشقش معذور
گوئی از مایه مزاج فلکقبه رست از زمین پر نور
بلقا با بهشت سوده عنانبه بقا یافت از ازل منشور
کامران باد و کامکار در اوخسرو عصر در سنین و شهور
پشت محمودیان ملک مسعودروی بازار دولت منصور
آنکه جوید رضای او قیصروانکه دارد هوای او فغفور
آنکه در قمع کفر و نصرت حقننگرد همتش به حور و قصور
وانکه از عدل او رحیق شودآب مسموم در دم زنبور
وانکه در ملک او جدا ماندچنگ شاهین ز دامن عصفور
تا ز لهو و نشاط بهره دهندناله چنگ و نغمه طنبور
شاه را در چنین بنا خواهمشده خرم ز شیره انگور
راوی بنده خوانده در مجلسمدحت فتح مرو و نیشابور