گنج

شمارهٔ ۲۳ - ایضاً له

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اهباد۲۱ بیت
آفرین بر شاه و جشن شاه بادجشن ملک آرای او هر ماه باد
دست بذل از گنج او کوتاه نیستدست عزل از جشن او کوتاه باد
رأی گردون قدر او را تاج بخشاوج کیوان صدر او را گاه باد
آفتابش خاکروب و پیل گوشوآسمانش گنبد و خرگاه باد
ظل عدلش بر سر خلق خدایپایدار ایدون چو ظل چاه باد
سیر غزوش در بلاد اهل شرکرهگذار ایدون چو سیر ماه باد
گر ستاره بر براق همتشاوج خواهد اوج او را کاه باد
ور زمانه بی سلاح نصرتشجنگ جوید شیر او روباه باد
در فضای شرق و غرب از حزم اوسال و مه منهی و کار آگاه باد
نیک و بد را زو به گاه خیر و شرنوبت پاداش و بادافراه باد
مشتری با عرض او همنام گشتعرض او با مشتری هم جاه باد
در جهان فتح او ایام غضردر جهای مدح در افواه باد
روز حرب از پیش او خرچنگ وارپس خزیدن عادت بدخواه باد
دم زده کژدم ندیدی زان عملاژدها در حرب او جولاه باد
چون خم ایوان کسری در حضربر خم قصرش خم درگاه باد
چون بنات النعش صغری در سفرآخر خیلش صد و پنجاه باد
آنکه از فرمان او گردن کشدسکنه زو پر ویل و وا ویلاه باد
وآخرش مانند راه کهکشانبی ستور و بی جو و بی کاه باد
تا بود با نفس نالان ناله جفتحاسدش را ناله واغوثاه باد
رزم غزو و بزم جشن فرخشگه سگالش کرده که ناگاه باد
آفرین بر خسرو و بر غزو اوآفرین بر شاه و جشن شاه باد