بخش ۱۱ - انسی سیاه دانی
اسمش عبدالرحمن بن بختیار. مردی عالم و کامل بوده. در هندوستان در نهایت تجرید سیاحت مینموده. مجذوب مطلق شد. در سنهٔ ۱۰۲۵ جذبه بر وی غالب شد و از بدنِ عنصری رست و این یک بیت و رباعی از او نوشته شد:
این دلقِ مرقع که مرا سرِ جنون استپیرایهٔ عشق است نزیبد همه کس را
رباعی
گر دل ز غم عشق سلامت بودیآماجگهِ تیرِ ملامت بودی
گویند قیامتی و دیداری هستای کاش که امروز قیامت بودی