گنج

بخش ۹۶ - طاهر انجدانی علیه الرحمه

۷ بیت

اسم شریفش شاه طاهر از سادات عالی درجات انجدان مِنْمحال قم. موطنش کاشان مولدش همدان. جامع علوم صوری و معنوی بود. مدتی در کاشان خلایق را ارشاد می‌نمود. آخرالامر صاحب غرضان، نسبت طریقهٔ اسماعیلیه به وی داده و سلطان عهد دست ایذا و آزار به وی گشاده. لهذا سیّد عنان عزیمت به وادی هزیمت معطوف و به هندوستان رفته. در دکن مشعوف توطن گزید و سلطان نظام شاه ارادت وی را گزید و طریقهٔ حقّهٔ دین مبین اثناعشری در آن مملکت رواج یافت. هم در آن مملکت در سنهٔ ۹۵۶ به روضهٔ رضوان شتافت. جسدش را حسب الوصیت وی به عتبات عالیات برده، سپردند. غرض، آن جناب صاحب اشعار متین و این چند بیت ازنتایج طبع آن جناب است:

مِنْنصایح و مواعظه
نظر کن به تاریخ شاهان پیشینکه رفتند زین دیر دیرین محافل
کجا شد فریدون فرخنده سیرتکجا رفت کیخسروآن شاه عادل
روان است پیوسته از شهر هستیبه ملک عدم از پیِ هم قوافل
همان گیر کز فیضِ فضلِ الهیشدی بهره‌مند از فنون و فضائل
به کلک بدیع البیانِ معانیدر اقسام حکمت نوشتی رسائل
زدی تکیه بر مسندِ فضل ودانشنهادند نام تو صدرالافاضل
چه حاصل که از صوبِ تحقیق درپیبه نزدیک دانا به چندین مراحل

٭٭٭

در غم اولذّتِ عیش از دل ناشاد رفتخو به غم کردیم چندانی که عیش از یادرفت
رباعی
در دهر کسی که عشق را شاید نیستیاری که ازو دلی برآساید نیست
صدگونه ملامت که نمی‌باید هستیک لحظه فراغتی که می‌باید نیست

٭٭٭

گر کسب کمال می‌کنی می‌گذردور فکر محال می‌کنی می‌گذرد
دنیا همه سر به سر خیال است خیالهر نوع خیال می‌کنی می‌گذرد

٭٭٭

ماییم که هرگز دم بی غم نزدیمخوردیم بسی خون دل و دم نزدیم
بی شعلهٔ آه لب ز هم نگشودیمبی قطرهٔ اشک چشم بر هم نزدیم

٭٭٭

آنیم که کوس نیکنامی نزدیمچون بی خردان دم از تمامی نزدیم
هرگز قدمی به خوشدلی ننهادیمهرگز نفسی به شادکامی نزدیم