گنج

بخش ۹۱ - صفی الدین یزدی علیه الرّحمة

۳ بیت

شیخی است عارف و فاضلی است واقف. قدوهٔ اهل کمال و زبدهٔ ارباب وجد وحال. با طغانشه بن مؤید معاصر بوده و سلطان مذکور آن جناب را تعظیم و تکریم بلیغ می‌فرمود و اما شیخ از بیم قال و قیل جهلای علما طریقهٔ خود را مستور می‌داشته و در خفا همت بر تربیت مریدان می‌گماشته و این اشعار از نتایج طبع اوست:

مِنْاشعاره
چه دردست این که عشقش نام کردندوزو آشوب خاص و عام کردند
خراباتیست اندر عشق کانجامی از خونِ جگر در جام کردند
به یک ساغر در آن میخانه ما راچنین سرمست و بی آرام کردند

٭٭٭

نه یکی روز ز وصل تو نشان یافته‌امنه یکی شب ز فراق تو امان یافته‌ام
به دو جو بر من اگر هر دو جهان گم گرددچون ترا یافته‌ام هر دو جهان یافته‌ام