بخش ۴۰ - تشبیهی کاشانی ره
از اجلهٔ سادات شهر مزبور و به فضایل و خصایل ستوده، مشهور است. از سالکان مسالک طریقت و از عارجان معارف حقیقت و از مجذوبان بوده است. مدت چهل سال در هندوستان از خلق انزوا گزیده و اغلب در گورستانها میگردیده. اشعار محبت آثار دارد. تیمناً و تبرّکاً چند بیت از وی نوشته میشود:
تا نپرسند ز من واسطهٔ خاموشیبه رفیقان به ضرورت لب من در سخن است
٭٭٭
دودست این جهان و آن جهان پوچکچه پیش من است این پوچ و آن پوچ
٭٭٭
به این یکمیفروشدعشوهزانیک میخردحیرتبه ذرات جهان خورشید من گرم است بازارش
٭٭٭
تو هر رنگی که خواهی جامه میپوشکه من آن قد رعنا میشناسم
٭٭٭
یکی برخود ببال ایخاک گورستان زشادابیکهچونمنکشتهایزاندستوخنجر،درلحد داری
رباعی
بحر کرمم، منت جود که برممحو عدمم، نام وجود که برم
گویند سجود پیش حق باید کردچون من همه حق شدم سجود که برم